مامانم به شدت افسرده، منزوی و دارای وسواس فکریه. چطور کمکمش کنم؟
سلام دوستان.
اگه تاپیک های قبلیمو خونده باشید میدونید که مشکلات مختلفی دارم.
بلاخره دیروز برگشتم خونه.
اما مامانم به شدت افسردست و رفتارهاش علاوه بر اینکه خودشو آزار میده. ما رو هم داره ازار میده.
مثال میزنم:
مثلا عموی من دو هفته ی پیش دعوت کرده ما رو و مادرم و پدرم رفتن و برگشتن. ولی مادرم نتونسته دعوت کنه(به گفته ی خودش حال روحیش خوب نیست)
و الان مرتب پشت سر هم تکرار میکنه که من بی محبتم. کسی منو دوست نداره. چون نتونستم مهمونی بدم همه از دست من ناراحتن.
در حالی که کل فامیل متوجه افسردگی مادرم هستن و نگران حالشن و مرتب بهم میگن مراقبش باش. کسی ازش توقعی نداره.
امشب خالم خواست فردا ما رو دعوت کنه. مامانم مخالفت شدید که نه... باشه بعدا... یه وقت دیگه .مزاحم نمیشیم. در حالی که یک دعوت ساده بود و بعد شیش ماه خالم دلش میخواست ما رو ببینه.
انقدر مخالفت کرد که اخرش داشت دعوا میشد و خالم میگفت بچه ها چرا مادرتون اینجوری شده؟
واقعا کلافه شدم. به شدت حرف مردم براش مهمه. کمالگراست و مقایسه میکنه. مادرم واقعا ادم سرزنده و پر انرژی ای بود...
ولی این روزا واقعا نگرانم سلامت روانیشو از دست بده. اضافه وزن داره و رعایت نمیکنه. حاضر نیست از خونه بره بیرون. و خونه فامیل هم به ندرت. چون حس میکنه اونا پولدارن و ما فقیر و ما باید در عوضش اونا رو دعوت کنیم و اگر نکنیم آدم های بدی هستیم.
در صورتی که واقعا خدا رو شکر فامیل خوبی داریم و میگم همه نگرانشن.
نمیدونم چطور کمکش کنم؟
امشب حس کردم ما رو هم داره منزوی و افسرده میکنه. کما اینکه شدم و افسردم. و میترسم مادرم جلوی بقیه با حرفاش ناراحتشون کنه و من خجل شم.
تروخدا اگه کسب تجربه ی مشابه داره کمکم کنه.
رو پدرمم نمیتونم حساب کنم چون با هم مشکل دارن. خواهر برادر هم ندارم. خودمم و خودمم.
چکار کنم براش؟