سلام
عاشق یه دخترم ، خیلی دوستش دارم خیلی
ولی هیچ راهی نداره . هیچ ...
الان مدت ها میشه
هیچ دختر دیگه ای به چشمم نمی آد جز اون . الان سالهاست تنهام .
افسردگی شدید دارم .
بگین چی کار کنم
مرسی
تشکرشده 2 در 2 پست
سلام
عاشق یه دخترم ، خیلی دوستش دارم خیلی
ولی هیچ راهی نداره . هیچ ...
الان مدت ها میشه
هیچ دختر دیگه ای به چشمم نمی آد جز اون . الان سالهاست تنهام .
افسردگی شدید دارم .
بگین چی کار کنم
مرسی
تشکرشده 14 در 8 پست
تشکرشده 6,549 در 1,838 پست
سلام .
به همدردی خوش اومدی.
خیلی کلی توضیح دادی.
چندسالته سطح تحصیلاتت چیه؟
چطور با اون آشنا شدی یا کجا دیدیش؟
سن و تحصیلات او ؟
این تنهایی رو بیشتر توضیح بده
ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.
del_mordeh (سه شنبه 18 اسفند 94), Hadi99g (دوشنبه 17 اسفند 94)
تشکرشده 2 در 2 پست
سلام . ممنونسلام .
به همدردی خوش اومدی.
خیلی کلی توضیح دادی.
چندسالته سطح تحصیلاتت چیه؟
چطور با اون آشنا شدی یا کجا دیدیش؟
سن و تحصیلات او ؟
این تنهایی رو بیشتر توضیح بده
من لیسانس دارم 28 سالمه
اونم 27 سالشه و لیسانس داره
از طریق شبکه های اجتماعی باهاش آشنا شدم . می دونم علاقه این شکلی درست نیست و از روی شناخت نیست
ولی قیافش من و جادو می کنه ... مست می کنه ...
به گفته خونوادم اونقدر زیبا نیست و اندامش معمولیه ولی من هیچ دختر دیگه ای جز اون به چشمم نمی آد.
از لحاظ فکری خیلی شبیه همیم . خیلی و دیوانه وار شخصیتش رو دوست دارم.
2 سال باهاش تو شبکه های اجتماعی دوست مجازی بودم ( دوست دختر دوست پسری نه دوست معمولی ) ، هر دو تامون فلسفه دوست داشتیم ، می نوشتیم ، نویسنده بودیم و خیلی چیز های دیگه ...
وقتی دستم به دهنم رسید ، بهش حرف دلمو گفتم که خیلی وقته دوستش دارم و می خوام ازش خواستگاری کنم ، بهش گفتم چون علاقمون مجازیه دوست دارم همو ببینیم اگه علاقه بیشتر شد معقول و منطقی شد من دست پدر و مادرمو بگیرم و ...
ولی خب گفتن حرف دل همان ، دور شدنش از من همان ...
اوایلش خوب و منطقی باهام حرف زد گفت علاقه مجازی درست نیست و اشتباست و ... منم قبول کردم ولی دلم قبول نمی کرد. اصلا نمی تونستم بپذیرم . خیلی دوستش داشتم ...
هیچی اصرار من برای خواستگاری زیاد شد و بعد از دستم عصبانی شد و تموم شد ...
ولی برای من تموم نشد ، من خیلی دوستش دارم. همش به یادش میفتم چشام خیس میشه
یک سال بعدش مادرم یه دختر هم معرفی کرد برای ازدواج ، یه دختر خیلی خوب ... 3 هفته باهاش اشنا شدم ولی باز دیدم ازدواج من باهاش نامردیه ، آخه من همش به یاد اونم ... با اینکه دختر جدید از من خوشش اومده بود بی خیال رابطه شدم .
هزار و یک ترفند رو هم برای فراموشیش استفاده کردم ولی نمی دونم چرا فایده نداره .
عکسش رو می بینم جگرم می سوزه و الان هم مطمئنم یکیو داره و با یکی دوسته
امیدی به رسیدن بهش ندارم ، فقط خواستم بدونم چطور میشه عشق رو فراموش کرد ؟
با اینکه می دونم مجازی بود ( هر چند هر دو شخصیت های حقیقی بودیم و اسم و فامیل و دوستان حقیقی بودیم و ... ) با اینکه می دونم درست نیست ولی به دلم نشسته و اصلا دست خودم نیست.
حالا چه کار کنم من ؟ چطوری فراموشش کنم؟
من مطمئنم با هر دختری ازدواج کنم اون از ذهنم محو نمیشه
بعضی موقع ها یه هفته هم میشه به یادش نمیفتم ولی بعد دوباره دوست داشتنش عینهو آوار سرم خراب میشه
ممنون میشم راهنماییم کنین
ویرایش توسط del_mordeh : دوشنبه 17 اسفند 94 در ساعت 03:27
تشکرشده 557 در 227 پست
سلام
عاشق چهرش شدی؟
عکسشو تو شبکهای اجتماعی میزاره؟
چجوری عکس میزاره ؟ منظورم باارایش بی ارایش باحجاب بی حجاب؟
اشتباه نکن مثل من عاشق قیافه نشو
del_mordeh (سه شنبه 18 اسفند 94), Hadi99g (دوشنبه 17 اسفند 94)
تشکرشده 22 در 11 پست
سلام.
سنتون بیشتر از منه و نمیدونم راهنمایی من به درد میخوره یا نه.. ولی سعی میکنم از تجربه خودم بگم
من تو این چند سال زندگی یاد گرفتم اگه زندگی رو بر پایه منطق جلو نبری میبازی. با اینکه خودم فوق العاده احساساتی هستم اما همیشه سعیم اینه بر پایه احساس تصمیم نگیرم. یادمه اولین بار که عاشق شده بودم میگفتم یا این یا هیشکی. من بدون فلانی نمیتونم نفس بکشم.چه دیوونه بازیا که نکردم. همش اصرار کردم همش گریه .. اما یهو همه چیو ول کردم. نه که دیگه دوسش نداشته باشم فقط خسته شدم ازینکه هی بخوام و هیچی عایدم نشه.
بعد کم کم متوجه شدم چقد از راهو اشتباه رفتم.
از یه جایی به بعد باید همه چیزو رها کنی
الان شما شیش دنگ حواست پیش دخترس هنوز تصمیم نگرفتی که فراموشش کنی هنوز امید داری فک میکنی اون بهترین گزینه برا تو بود و جز اون هیشکی تو دنیا وجود نداره که انقد برات خواستنی باشه
اما من میگم صد در صد اشتباهه
باید حکمت خدارو باور داشته باشی و بدونی الان که تو میخوای و اصرار داری و نمیشه حتما به نفعت نیست و چه بسا تو آینده ای نزدیک خیلی بهتر ازین دختر که الان با کس دیگه ای هم دوست شده در انتظارتون باشه
من بعنوان دختر از آدمای گیر خوشم نمیاد.ینی یکی بهم زیاد گیر بده زیاد اصرار کنه زده میشم حتی اگه اون آدمو دوسم داشته باشم. اما اگه فاصله بگیره و بهم فرصت بده شاید بتونم راجبش فکر کنم و به نتیجه برسم.
الان مناسب ترین کار برا شما اینه که رهاش کنید
ینی شمارشو پاک کنید،به هیچ وجه چکش نکنید و پی گیر اینکه کی آنلاینه کی میاد کی میره با کی حرف میزنه نباشید.
اینا همه سمه برا کسی که میخواد فراموش کنه
از تکنیک توقف فکر استفاده کنید هروقت فکرتون سمتش رفت به خودتون نهیب بزنید و نذارید بیشتر از اون پیش بره
باور داشته باشید بهتر از اون قرار بیاد تو زندگیتون و اگه باورش سخته با تلقین میتونید این کارو کنید
امیدوارم موفق باشید
ammin (سه شنبه 18 اسفند 94), del_mordeh (سه شنبه 18 اسفند 94), Hadi99g (دوشنبه 17 اسفند 94), ستاره زیبا (سه شنبه 18 اسفند 94)
تشکرشده 2 در 2 پست
سلامسلام
عاشق چهرش شدی؟
عکسشو تو شبکهای اجتماعی میزاره؟
چجوری عکس میزاره ؟ منظورم باارایش بی ارایش باحجاب بی حجاب؟
اشتباه نکن مثل من عاشق قیافه نشو
چهرشو دوست داشتم ولی بیشتر از چهرش عاشق شخصیتش شدم ، افکارش
بی خیال بودنش ، اینکه خودشه همش و نقش بازی نمی کنه ، سواد بالاش
گاهی عکس با حجاب میزاره گاهی بی حجاب
راستش با حجاب بی حجاب بودنش برام مهم نیست . اصلا هم آرایش نمی کنه ، خیلی کم ، بدش می آد
سلام ممنونم از راهنماییتون .سلام.
سنتون بیشتر از منه و نمیدونم راهنمایی من به درد میخوره یا نه.. ولی سعی میکنم از تجربه خودم بگم
من تو این چند سال زندگی یاد گرفتم اگه زندگی رو بر پایه منطق جلو نبری میبازی. با اینکه خودم فوق العاده احساساتی هستم اما همیشه سعیم اینه بر پایه احساس تصمیم نگیرم. یادمه اولین بار که عاشق شده بودم میگفتم یا این یا هیشکی. من بدون فلانی نمیتونم نفس بکشم.چه دیوونه بازیا که نکردم. همش اصرار کردم همش گریه .. اما یهو همه چیو ول کردم. نه که دیگه دوسش نداشته باشم فقط خسته شدم ازینکه هی بخوام و هیچی عایدم نشه.
بعد کم کم متوجه شدم چقد از راهو اشتباه رفتم.
از یه جایی به بعد باید همه چیزو رها کنی
الان شما شیش دنگ حواست پیش دخترس هنوز تصمیم نگرفتی که فراموشش کنی هنوز امید داری فک میکنی اون بهترین گزینه برا تو بود و جز اون هیشکی تو دنیا وجود نداره که انقد برات خواستنی باشه
اما من میگم صد در صد اشتباهه
باید حکمت خدارو باور داشته باشی و بدونی الان که تو میخوای و اصرار داری و نمیشه حتما به نفعت نیست و چه بسا تو آینده ای نزدیک خیلی بهتر ازین دختر که الان با کس دیگه ای هم دوست شده در انتظارتون باشه
من بعنوان دختر از آدمای گیر خوشم نمیاد.ینی یکی بهم زیاد گیر بده زیاد اصرار کنه زده میشم حتی اگه اون آدمو دوسم داشته باشم. اما اگه فاصله بگیره و بهم فرصت بده شاید بتونم راجبش فکر کنم و به نتیجه برسم.
الان مناسب ترین کار برا شما اینه که رهاش کنید
ینی شمارشو پاک کنید،به هیچ وجه چکش نکنید و پی گیر اینکه کی آنلاینه کی میاد کی میره با کی حرف میزنه نباشید.
اینا همه سمه برا کسی که میخواد فراموش کنه
از تکنیک توقف فکر استفاده کنید هروقت فکرتون سمتش رفت به خودتون نهیب بزنید و نذارید بیشتر از اون پیش بره
باور داشته باشید بهتر از اون قرار بیاد تو زندگیتون و اگه باورش سخته با تلقین میتونید این کارو کنید
امیدوارم موفق باشید
نه اصرار بیش از حد من برای همون اوایل بود که بعدش عصبانی شد و ... دیگه بعد ها هر چند ماه یه بار که پیشرفت مالی تحصیلی و ... بدست می آوردم بهش پیام می دادم که شاید کوتاه بیاد ولی نمی آد و تقریبا هیچ غروری دیگه جلوش ندارم و ذلیل ترین آدم دنیام جلوش . عینهو این بچه کوچولو ها میشم جلوش بعدش اون باز غرورم رو میکشنه و زیر پاش له می کنه
احساس هم می کنم از چهره من و یا شخصیت من خوشش میومد. ولی به نظرم بیشتر مشکل اینجا بود که با یکی دوسته و اونو دوست داره ...
من همه روش ها رو برای فراموشیش امتحان کردم . همه نامه هامو ، اونم چه نامه هایی ، پاک کردم .
موبایلش رو خیلی وقته اصلا زنگ نمی زنم و شمارشو پاک کردم . تمرکزم رو گذاشتم رو زندگی خودم و ... ولی نمی دونم چرا هر چند وقت یه بار دوباره می آد تو ذهنم . چرا همه آهنگ ها اونو به ذهنم می آره .
بعدش ازینکه نامه هامو پاک کردم دلخور میشم. پشیمون میشم .
آدم منطقی هستم ولی نمی دونم چطور این بیماری رو درمانش کنم که حداقل بتونم تمرکزمو روی همسر آیندم داشته باشم.
ستاره زیبا (سه شنبه 18 اسفند 94)
تشکرشده 145 در 70 پست
سلام.
وقتی شما مدام اون خوبی های اون دخترو تو ذهنتون خواسته یا ناخواسته مرور میکنید نباید انتظار داشته باشید یادتون بره و از ذهنتون پاک بشه.
تقصیر شما هم نیست.محیط مجازی همینه.ادم نمیاد از اخلاقای بدش یا عادات بدش بگه.اونم واسه دوست پسر مجازی بقول شما.
من دقیق متوجه نشدم که رابطتون خارج محیط مجازی هم بوده یا نه.اگر فقط مجازی بوده که هیچ.خودتون هم قبول دارین شناخت مجای بیش از حد ناقصه.تا وقتی با بعد ایده ال یه نفر اشنا بشیم و باهاش دوسال صحبت کنیم خوب معلومه بهش علاقه مند میشیم.
خودم بمدت چندماه تو محیط مجازی البته بصورت عادی نه فاز دوست پسر،با اقایی 27ساله صحبت میکردم.کاملا مشخص بود من خوبی هام به نمایش گذاشته میشد.اون اقا هم فکر کرده بودن من واقعا همونقدر خوبم.و خیلی اصرار به یه دیدادر حضوری تو مکان شلوغ و عادی داده بودن در حد دیدن،و قصد ازدواج!که بنظرم احمقانه اومد چطور میشه یک پسر 27 ساله(سن ایشون)انقدر راحت برای یک عمر تصمیم بگیره!!دو حالت داشت یا سواستفاده یا قصد ازدواج،در هر صورت دلیلی برای ادامه نبود!
تازه من سنم خیلی کمتر از سن دختر مورد علاقه شماست،ایشون که حتما عاقل تر و فهمیده تر هستند.
فراموش کردن ساده نیست ولی امکان پذیر هست.تا وقتی هم بشینید و بگید واقعا دوسش داشتم و چرا نیست و ندارمش و وای چه دختر خوبی بود و دیگه کسی مثل اون به دلم نمیشینه و...،به هیچ وجه از ذهنتون نخواهد رفت
نمیخواید به زندگی عادی و شاد برگردید؟
سعی کنید اون بت ذهنتون رو بشکنید.اون ادم دروغی نمیگفته ولی شک نکنید همه چیز رو هم نمیگفته!شاید خودتون هم که فکر کنید کاملا براتون قابل لمس باشه.
امیدوارم موفق بشید![]()
ammin (سه شنبه 18 اسفند 94), del_mordeh (سه شنبه 18 اسفند 94), ستاره زیبا (سه شنبه 18 اسفند 94)
تشکرشده 6,549 در 1,838 پست
سلام.
خودت میگی که میدونم شناخت از طریق شبکه های مجازی قابل اطمینان نیست ولی بهش عمل نمیکنی دونستن تنها کافی نیست.
نکته بعدی هم اینکه بسیاری اوقات اتفاق میفته وقتی یکی گریزان میشه واز ادامه آشنایی منصرف میشه اون یکی حریص تر میشه.آنچه بجوییم ونیابیم با ارزش میشه.
احتمال خیلی زیاد اگر اطلاعات داده شده دقیقا منطبق با اونی بود که در واقعیت وجود داشت این آشنایی از حالت مجازی خارج میشد.(ازمشکلاتی که ممکن بود پیش بیاد میگذریم)
نگرش شما به قضیه باعث خیل عظیمی از احساس مطابق اون میشه.اینکه باور کردی اون متفاوت ومناسبه .این وسط هم یه فرصت رو برای اشنایی دیگه از دست دادی.
حالا اگه خودت بشینی فکر کنی به اندازه کافی غصه خوردی اصرار هم کردی که ادامه بدی نشده...ادامه این وضعیت فقط باعث آسیب میشه.
اگر اراده کردی فراموش کنی هم شرایط رو تغییر بده هم جلو یادش بگیر. منظورم شرایطیه که باعث میشه به فکرش بیفتی مثل تنهایی زیاد مرور کردن عکسهاش وایدی هاش و... .عکسهاش حذف کن شاید سخت باشه ولی به نفع خودته چون توپ بازی همچنان وجود داره.
یه اقدام دیگه که هم به فراموش کردنش کمک میکنه هم چراغیه برای آینده،مطالعات منطقی برای خواستگاری وازدواجه که توی همین تالار مقالاتش هست.
ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.
تشکرشده 2 در 2 پست
اره کاملا می دونم اشتباست این علاقم ولی دلم حالیش نیست لعنتی ...سلام.
خودت میگی که میدونم شناخت از طریق شبکه های مجازی قابل اطمینان نیست ولی بهش عمل نمیکنی دونستن تنها کافی نیست.
نکته بعدی هم اینکه بسیاری اوقات اتفاق میفته وقتی یکی گریزان میشه واز ادامه آشنایی منصرف میشه اون یکی حریص تر میشه.آنچه بجوییم ونیابیم با ارزش میشه.
احتمال خیلی زیاد اگر اطلاعات داده شده دقیقا منطبق با اونی بود که در واقعیت وجود داشت این آشنایی از حالت مجازی خارج میشد.(ازمشکلاتی که ممکن بود پیش بیاد میگذریم)
نگرش شما به قضیه باعث خیل عظیمی از احساس مطابق اون میشه.اینکه باور کردی اون متفاوت ومناسبه .این وسط هم یه فرصت رو برای اشنایی دیگه از دست دادی.
حالا اگه خودت بشینی فکر کنی به اندازه کافی غصه خوردی اصرار هم کردی که ادامه بدی نشده...ادامه این وضعیت فقط باعث آسیب میشه.
اگر اراده کردی فراموش کنی هم شرایط رو تغییر بده هم جلو یادش بگیر. منظورم شرایطیه که باعث میشه به فکرش بیفتی مثل تنهایی زیاد مرور کردن عکسهاش وایدی هاش و... .عکسهاش حذف کن شاید سخت باشه ولی به نفع خودته چون توپ بازی همچنان وجود داره.
یه اقدام دیگه که هم به فراموش کردنش کمک میکنه هم چراغیه برای آینده،مطالعات منطقی برای خواستگاری وازدواجه که توی همین تالار مقالاتش هست.
در مورد حریص تر شدن هم باهاتون موافقم. شاید چون منو پس زده من نسبت بهش حریص تر شدم . ولی خب این علاقه هم از همون اول از طرف من بود . و از همون اول من حریص بودن نسبت بهش . تمام وجودم دوست دارم اونو داشته باشه ، دوست داره بهش محبت کنه
بدبختی حتی توهین هاشو هم دوست دارم :(
خیلی تو ذهنم بزرگش کردم می دونم ولی کاملا جلوش عاجزم و کاملا بهم تسلط روانی داره ...
اراده فراموش کردنش در من هست ولی همش یک ذره به خودم شانس می دم شاید کوتاه بیاد . شاید دلش نرم شه ... این باعث میشه هی صبر کنم هی صبر کنم .
خیلی احمقانست می دونم ولی کاش شما جای من بودین .
به هر حال ممنونم از راهنمایی تون حتما دوستان اینجا مشکلات بزرگتری دارن که مشکل من شاید خنده دار به نظر بیاد ولی واقعا برام عذاب شده دوست داشتن یه نفر اونم به این شکل ناقص اونم با این همه حقارت و تنهایی و ...
ممنونم از راهنماییتون .![]()
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)