نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
شما می گی این شرط ازدواج پدرشون هست برای دخترهاش.
دختر خانم که شرط پدرش را می دونست چرا از اول نگفت.

شما صدمیلیون خرج درمان پدرتون کردید. اگر پدر شما به طور متوسط 20 درصد حقوقش را پس انداز می کرد و ماهانه یک میلیون تومان حقوق می گرفت ( منظورم به ارزش پول امروزی) است، سالی 2.4 میلیون پس انداز داشته که در سی سال خدمت می شه حدود هفتاد میلیون.

پس زندگی قرار نیست دقیق طبق محاسبات ما پیش بره.
یک دفعه از یه جایی خدا درستش می کنه که خودت هم اصلا متوجه نمی شی که حتی بگی خدایا شکرت!

اینطور که شما ناامید می ری جلو، اون آقا معلومه که دخترش را نمی ده دست یک مرد ناامید.
حتما این محاسبات را اونجا هم کردی و گفتی من تا صد سال دیگه هم خونه دار نمی شم.
اگر یک کم زبون ریخته بودی و گفته بودی شما هم اول زندگیتون خونه نداشتید، جوونم، کار می کنم، با هم خونه می خریم
من که نمی خوام به دختر شما و همسر خودم سختی بدم، همه سعیم را می کنم و ......... از این حرفها، نمی گفت نه.

ناامید و افسرده و شل حرف زدی، گفته نه!

خدا گر زحکمت ببندد دری
ز رحمت ببندد در دیگری
به رویش زند قفل محکمتری:d
خوبه که تو خدا نشدی وگرنه با این پیش گوییات و قضاوتات همه رو مبفرستادی ته جهنم . من زبون بازی بلد نیستم اما واقعیت رو گفتم این حرفا رو هم مطمینا زدم . شرایط پدر مادرم با من فرق میکرد مامان تعریف میکنه اون موقع با حقوق یک ماه میشد کلی طلا خرید الان یه گردنبند خوشگل ملیون رو رد میکنه . اصلا قابل قیاس نیست که . این حرفا رو جایی نزن بهت میخندن . دلار هفتاد ریالی رو با دلار 40000 ریالی مقایسه نکن... . خودت ببین قدرت خرید مرد از شش ماه پیش تا حالا نصفم کمتر شده . حقوقا 25% اضافه شده . یعنی وضعیت اقتصادی شش ماه پیش 1.25 برابر قوی تر از الان بود . دیگه فکر کن چهل سال پیش چطور بوده