با سلام و تشکر از همتون به خاطر پاسخ هاتون
این یکی دو ماه اخیر سعی کردم بیشتر بهش نزدیک بشم البته فط از تنها راه ارتباطیمون که ایمیل و چته... به نظرم کمی هم موفق شدم تاثیر روش بزارم مثلا قبول کرد یه بار دیگه همو ببینیم و حرف بزنیم و وقتی اینو میگه یعنی نباید نامید بود.
بعدش متاسفانه متوجه شدم ایشون درخاست های دیگه ای هم داشتن و اینو وقتی متوجه شدم که ازش تقاضای شماره تلفن کردم و در جواب بهم گفت: «با وجود اطمینانی که بهتون دارم نمیتونم درخاستتونو قبول کنم چون اگه فردا بهم نرسیم این واسه شما دردسرساز میشه و فراموش کردنم واستون سخت! » بعدش که بیشتر اصرار کردم، اضافه کرد: «تعریف از خود نباشه ولی بجز پشما درخاست های کمی نداشتم که همه تقاضای شماره کردن و من نمیشه به همشون شماره بدم و با این کار حریم امن خودمو از بین ببرم! »
مساله ای دیگه که متوجه شدم اینه که ایشونم پذیرفته واقعا دوستش دارم یا حداقل در ظاهر اینطور نشون میده!!
دوستان عزیز، بنظرتون چطوری باید به ادامه این رابطه و این احساس نگاه کنم ممنون میشم اگه نقطه نظر و تجربه ای دارید در اختیار این برادر کوچیکتون بزارید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)