به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 36

Threaded View

  1. #27
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط hate of نمایش پست ها
    مرسی میشل عزیزم.امیدوارم واقعا خدا کمکم کنه اما از همه چیز خیلیی ناامیدم .. من دو سال تمام لحظه ای نبوده که اشک نریختم و خدارو صدا نزدم .نمازم و میخوندم و دائم ذکر میگفتم و از خدا کمک میخواستم اما بهم کمکی نکرد ... روزهای سختی و باهاش گذروندم و به خاطر عشقم بهش تحمل کردم ...اما بازم دارم روزهای سختی رو تحمل میکنم ...راستش همش میگم نکنه بازم همینطوری باید حسرت چیزایی که دوست دارم و بخورم .نکنه خدا واقعا دیگه دوستم نداره ( وقتی دو سال تمام هر روز و هر شب بازم صداش زدم اما بازم تنهام گذاشته )..
    سلام نازنین

    اولا که تو ناامید نیستی، به زبون میگی، اما در قلبت و در رفتارت ناامید نیستی. از این بابت خداروشکر میکنم.

    اما یه ترسی هم تو دلت هست. ترسی که طبیعی و عاقلانه هست، اما باید به مرور از بینش ببری. اگه این ترس و این احساس خطر نسبت به عواقب اشتباهات نبود، تبدیل به دختری میشدی که خودش رو سریعا به یه بیراهه پرت میکرد.

    اما همین نگرانی و دلهره، چیزیه که تو رو به سمت راه درست میکشونه. چیزیکه باعث میشه راه درست رو برای خودت الزامی بدونی، و همه قدرت و توانت رو بکار بگیری تا پیداش کنی. که مثل الان، همه توانت رو بذاری و همه سلول های مغز و روانت رو به کار بگیری تا بفهمی چه کاری انجام بدی به صلاحت هست. و چه اقدامی بیشترین سطح از اشتباهات گذشته رو پوشش میده.

    در مورد اینکه چرا بعضی وقتها اینقدر از خدا میخوایم و آخرش سرمون به سنگ میخوره و میبینیم که دستمون رو نگرفته، نظر من اینه:

    خدا واقعا بنا نداره که اینجور موقع ها دست ما رو بگیره...

    بذار برات یه مثال بزنم. فرض کن تو یه روبات بسازی. روباتی که بتونه راه بره، بتونه به توپ ضربه بزنه. حالا این روبات رو میفرستی تو زمین. اگه روباته بشینه و التماست کنه که خواهش میکنم بیا منو راه ببر، تو قدرتش رو داری، برات خیلی آسونه، تو چی میگی؟

    میگی چشم عزیزم؟

    چرا نمیگی؟ چون تو قبل از اینکه بذاریش تو زمین، مهارت هایی که نیاز داشته رو بهش دادی. تو بهش پا دادی، بهش توان تشخیص موقعیتش رو دادی، بهش این قدرت رو دادی که وقتی زمین خورد، دوباره بلند شه. وقتی مسیر رو اشتباه رفت، برگرده. و حالا با شوق نشستی کنار زمین تا شکوه آفرینشت رو نظاره گر باشی. تو کنار اون نیستی، تو درونش هستی.

    خب خدا هم همینه دیگه.... خوشحاله که موجودات متعالی ای ساخته که قدرت تفکر و قدرت تشخیص دارن. که قدرت رشد دادن روح خودشون رو دارن، که قدرت ساختن خودشون رو دارن. بعد ما نشستیم به آه و ناله که بیا اینکارو انجام بده و اونکارو انجام بده.... وقتی چیزی رو نمیبینیم و راهی رو اشتباه میریم، به جای اینکه چشمامونو بازتر کنیم، اعتراض میکنیم که چرا نشونم ندادی؟

    وقتی ما یه مسیر رو اشتباه انتخاب میکنیم، هرچی بشینیم دست به دامنش بشیم که بیا منو در این مسیر به فلان هدف برسون، بیا دستمو بگیر و راه ببر، اون اینکارو نمیکنه.....چون توانایی تشخیص راه درست رو به ما داده، توان تغییر داده، توان ساختن داده.....

    ما انسان ها موجوداتی هستیم که میتونیم انسان خلق کنیم...... ما میتونیم انسان خلق کنیم........ و ما اینکارو فقط زمانی انجام میدیم که در موقعیت فعلی تو باشیم... برای همینه که این موقعیت ها (هرچند نتیجه ی خطاهای ما هستند) برای ساخته شدن ما الزامی هستند....

    یکم فکر کن قربونت، نزدیکی به خدا به معنی نماز خوندن نیست. نزدیکی به خدا یعنی اینکه درکش کنیم، بفهمیم چه کاری رو به چه دلیلی انجام داده....

    اگه تو روباتی بسازی که بتونه شنا کنه، و هیچوقت پرتش نکنی تو آب، اونوقت جا داره که ازت بپرسیم، چرا؟؟ اما اگه انداختیش تو آب و بهش گفتی: شنا کن، اگه وقتی غرق شد، بیرونش نکشیدی و در عوض باز هم بهش گفتی: شنا کن، تو میتونی، من قدرتش رو بهت دادم.... اینجا دیگه تو داری یه کار طبیعی انجام میدی، و روباته فقط خودش ضرر میکنه اگه به جای شنا کردن، دعا کنه..... باید با توکل به تو، و با ایمان به توانایی هایی که بهش دادی، شنا کنه....

    پس شنا کن عزیزم.... شنا کن....

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...


    ویرایش توسط میشل : دوشنبه 22 مهر 92 در ساعت 23:52

  2. 3 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    hate of (چهارشنبه 24 مهر 92), meinoush (یکشنبه 13 اردیبهشت 94), she (سه شنبه 23 مهر 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.