جناب نوپو
دلیل تاپیک زدنم رو اقای معاون کلانتر (که انشالله روزی خود کلانتر بشند :) ) دادند من خواستم نظرات سایر دوستان رو هم بدونم و ببینم اگه رفتن و صحبت کردن اشتباهه خب فراموشش کنم..الان ببنید ایشون میگند که جواب خود اون خانم به احتمال زیاد منفی هستش و من بهتره نرم پی دلیل...
در صورتی که اگه این طور نباشه چی ؟؟
دوست محترم واحد
اتفاقا من ایشونو به خانوادم نشون دادم !!! کلا قبل از این که حتی بهشون زنگ بزنیم میدونید چرا ؟؟!! اگه یه درصد مورد تایید اونا نبود من دیگه اصلا به اون دختر فکر نمی کردم چون نمی خواستم مثلا اونا اجازه ی خواستگاری بدند بعدش مامانم وقتی رفت خود دختر رو ببینه بگه مورد پسندش نیست و من تا این حد فکر کرده بودم و خدا رو شکر مورد تایید که چه عرض کنم خیلی هم خوب بود...(البته باز بگم میگم ایشون خوبند نه این که خیلی از من سر تر باشه..متناسب هستیم)
دوست عزیز معوان کلانتر
ممنون از زاویه ی دیگه به قضیه نگاه کردید....
ببنید ما میگیم جواب اون دختر خانم هم منفی باشه ولی این برای من سواله کلا از شخصیت من خوشش نمی اومد یا نه صرفا به خاطر نداشتن کارت و شغل ثابت هستش...بعدش من شاید تا 4 سال دیگه سربازی هم نرفتم !!! این طوری که نمیشه.....به نظر شما این حق من نیست جواب این سوالامو بگیرم...
یه چیزی بگم من کلا یه بار یه راهی رو میرم اگه نشد دیگه ولش میکنم..این طوری نیست بخوام هی اصراری داشته باشم..چون به قول خودتون به خدا و صلاحش ایمان دارم...اگه جواب این خانم منفی باشه واقعا من دیگه بی خیال میشم..ولی اگه واقعا مشکل سر کارت و.. اینا باشه خب چه میدونم دو سال دیگه هم اقدام میکنم...ولی باید بدونم دلیل اصلی چی هست..
به نظر شما حق من نیست برم ازش بپرسم دلیل این جواب واقعا چی بوده ؟؟ اونا بهانه بوده یا واقعا مشکلشون همونا بوده خب این طوری حلش میکنم...اینا سوالاتی هست که برام بی جواب مونده...ولی بازم اگه شما فکر میکنید صلاح در این هستش فراموشش کنم من این کار رو میکنم...من اومدم باهاتون مشورت کنم..ممنون میشم کمکم کنید تا به امید خدا بهترین تصمیم رو بگیرم...
.
.
.
شیدا خانم
ممنونم از لطفتون.... پس شما نظرتون یا نهست بدون این که برم حتی ببینم دلیل اصلی چی بود بی خیال موضوع شم...(ولی یه نکته این جا میمونه که اگه اون دختر واقعا جوابش منفی بوده باشه و اصلا جدا از شرایط من از شخصیت من خوشش نیومده باشه من ده سال دیگه هم بگزره و کلی پیشرفت کنم و صاحب همه چی شم عملا در جواب اون خانم تاثیری نخواهد گذاشت و این طوری من نمیدونم بهش فکر کنم یا نه ..و ادم هستم نیمتونم بگم الان بی خیال عد دو سال دیگه باز برو هر چی قسمت بود..یا باید الان تمومش کنم یا ادامه بدم....)
ولی باشه شاید دیگه هیچ وقت نرفتم .. و برای همیشه فراموشش کردم و این یه سوال بی جواب برام میمونه..روزی میرسه که من به تمام اینایی که گفتید میرسم ..ولی واقعا این رسمش نبود...چقدر زمونه عوض شده...
اینو بحث درد دل میگم... خب باید قبول کرد اگه یه سری چیزا توی جامعه زیاد شده همش تقصیر دولت ها نیست..یکمش هم مقصر خود ما هستیم...باور کنید بارها برام پیش اومده رابطه ی دوستی با کسی برقرار کنم ولی حتی فکر این که من بعد ها میخوام ازدواج کنم و اینا رو خیانت میدونم حتی صحبت کردن از روی محبت با نامحرمی که بخواد به ازدواج ختم نشه..دنبال این کارا نرفتم ولی روزی که ادم پاش به لغزه دیگه نیازی به ازدواج نمیبینه..و همین چیزایی که الان میگید من ندارم رو بهش میرسه و از همینا برای اسباب گناه استفاده میکنه..
از خدا میخوام برای همه ی جونا شرایط ازدواج رو فراهم کنه و به برکت خودش بهشون برکت بده...
ضمنا من گفتم مشکل خونه ندارم برای اول زندگی... و ضمنا با همین سن کم موقعیت اجتماعی بسیار خوبی هم دارم...








علاقه مندی ها (Bookmarks)