معمولاً آدم ها در زمان عصبانیت و از روی خشم تصمیماتی می گیرن و حریم ها و حرمت هایی رو نابود می کنن که دیگه قابل جبران نیست .
شما داری با سرعت زیاد خواهر محترم رو به پرتگاه می بری . یک مقدار آرام تر!
قبل از طرح هر گونه دعوای قضایی لینک زیر با عنوان «ازدواج مجدد براي زنان مطلقه» رو حتماً بخون :
http://fa.parsiteb.com/news.php?nid=11518
عاقبت کار رو از امروز بسنجید ، دستخوش احساسات بودن کار سختی نیست . مردانه اینه که خشمت رو نگه داری و اندیشه کنی و سپس عاقلانه بری جلو . میدنم خشمگین هستی و آزرده ولی لحظات سخت مثل این هست که عیار مرد رو تعیین میکنه . . .
بزار بشینیم با هم یک گپی بزنیم. این گپ زدن مهم تر از دادگاه رفتن خواهد بود!
دادگاه رو یمکاه دیگه هم میشه رفت ولی وقتی دادگاه کشی شروع شد دیگه اوضاع تفاوت های جدی خواهد کرد . عجله نکن!
خوب شما داستان رو از نصفه تعریف کردی . نگفتی اصل مشکل چیه ؟ دقیقاً داماد شما چی میگه ؟
بعدش شما خودت متاهلی؟ حتی اگر پدر شما هم بیاد اینجا ، من به ایشون میگم لطفاً بگید دختر تون بیاد !
ببینید امروز خواهر شما یک زن شوهر دار هست . آیا خواهرتون رو دوره کردید و دارید براش تصمیم می گیرید؟
باشه اگر انقدر احساساتی شدید که میخاید به زندگیش تیر خلاص بزنید ، ایرادی نداره! فقط بیا با هم یک گپی بزنیم . یک گپ زدن مهم . . .








علاقه مندی ها (Bookmarks)