سلام.
منظورتون اینه که شوهرتون در طول ماه کلا تمایلی به معاشقه هم نداره یا فقط تمایلی به رابطه کامل نداره؟
از نظر های دیگه مثل محبت کلامی چطور؟از نظر توجه به خواسته های دیگرتون مثلا مخارج و ...چطور؟از این نظرها بهتون توجه و محبت میکنه؟
اخلاقش چطوره؟ باهاتون مهربون و ملایمه یا احیانا پرخاشگری و بداخلاقی میکنه یا مثلا کلا توی بقیه مسائل زندگی هم حال و حوصله نداره؟
این به بیان خودتون سرد مزاجی ایشون باعث شده شما از نظر جنسی تحت فشار قرار بگیرید؟
اگر کلا احساس کمبود محبت و توجه از سمت ایشون ندارید،به نظر من مشکلی ندارید.
به نظر من اینکه گفته میشه رابطه جنسی پایه ی ازدواجه اتفاقا خیلی غلطه. درسته که مهمه و از جایگاه خودش برخورداره و چیزیه که فقط بین زن و شوهر میتونه وجود داشته باشه، اما به نظر من پایه ی زندگی نیست. تا حدی که دو طرف راضی باشند و زندگیشون داره در آرامش طی میشه کافیه.
حالا اینکه بیایم فکر کنیم "حداقل" هفته ای یک بار باید اتفاق بیفته وگرنه حتما یه ایرادی توی زندگیمون هست و پایه ی زندگیمون سست شده و حتما کم کم مشکلات بزرگتری پیش خواهد اومد، غلطه.
اصلا از بس توی گوش جوونها چه پسر چه دختر خونده اند که رابطه جنسی پایه و ستون زندگی مشترکه، هم پسر هم دختر فکر میکنند حالا وقتی ازدواج کردند اگه برای همسرشون رفتارهای خاصی نشون ندن و به اصطلاح رفتارهای تحریک آمیز نشون ندن حتما دارن کم کاری میکنن.
یا کلا دختر فکر میکنه حتما باید وقتی واسه شوهرش لباس قشنگ پوشید شوهرش حتما یه چیزیش بشه. وگرنه حتما مشکل داره.
به نظر من این مساله رابطه جنسی توی حتی مشاوره ها داره زیادی بزرگ میشه.
بابا این هم یه نیازه مثل گرسنگی. وقتی گرسنه ات میشه میری غذا میخوری. سیر باشی که نمیری غذا بخوری.
میل جنسی هم همینه. وقتی بهش نیاز احساس بشه لازمه رابطه ای باشه. همین. یعنی ضرورت و لزومش بسنگی به میزان نیاز داره.
ازدواج رو مساوی کرده ایم با رابطه جنسی. خب این به نظر من غلطه. رابطه جنسی فقط در حد نیاز و برای کسب آرامش و رفع خستگی لازمه تا بشه نیرو و تمرکز داشت برای بقیه مسائل مهمتر زندگی که پایه زندگی بیشتر بر اونها متمرکزه و هدف های زندگی هستند.
البته این نظر منه. شاید هم من خودم یه سرد مزاج باشم که نمیتونم درک کنم.
اما اگر به گفته شما سردی ایشون باعث میشه شما از نظر جنسی تحت فشار باشید و به نیازهاتون پاسخ داده نشه، باید یه سری راه هایی رو برای ایجاد تمایل بیشتر ایشون به رابطه پیدا کنید.
من که تجربه ندارم.
اما فکر میکنم در همون رابطه هایی که خودش هم مایله سعی کنید رابطه با کیفیت باشه تا برای تجربه مجدد و بیشترش تمایل پیدا کنه.
از طرفی فکر میکنم باید سیستم احساسی شوهرتون رو کشف کنید. ببینید بیشتر دیداریه یا شنیداری یا لمسی. از همون روش وارد بشید.
- - - Updated - - -
سلام.
منظورتون اینه که شوهرتون در طول ماه کلا تمایلی به معاشقه هم نداره یا فقط تمایلی به رابطه کامل نداره؟
از نظر های دیگه مثل محبت کلامی چطور؟از نظر توجه به خواسته های دیگرتون مثلا مخارج و ...چطور؟از این نظرها بهتون توجه و محبت میکنه؟
اخلاقش چطوره؟ باهاتون مهربون و ملایمه یا احیانا پرخاشگری و بداخلاقی میکنه یا مثلا کلا توی بقیه مسائل زندگی هم حال و حوصله نداره؟
این به بیان خودتون سرد مزاجی ایشون باعث شده شما از نظر جنسی تحت فشار قرار بگیرید؟
اگر کلا احساس کمبود محبت و توجه از سمت ایشون ندارید،به نظر من مشکلی ندارید.
به نظر من اینکه گفته میشه رابطه جنسی پایه ی ازدواجه اتفاقا خیلی غلطه. درسته که مهمه و از جایگاه خودش برخورداره و چیزیه که فقط بین زن و شوهر میتونه وجود داشته باشه، اما به نظر من پایه ی زندگی نیست. تا حدی که دو طرف راضی باشند و زندگیشون داره در آرامش طی میشه کافیه.
حالا اینکه بیایم فکر کنیم "حداقل" هفته ای یک بار باید اتفاق بیفته وگرنه حتما یه ایرادی توی زندگیمون هست و پایه ی زندگیمون سست شده و حتما کم کم مشکلات بزرگتری پیش خواهد اومد، غلطه.
اصلا از بس توی گوش جوونها چه پسر چه دختر خونده اند که رابطه جنسی پایه و ستون زندگی مشترکه، هم پسر هم دختر فکر میکنند حالا وقتی ازدواج کردند اگه برای همسرشون رفتارهای خاصی نشون ندن و به اصطلاح رفتارهای تحریک آمیز نشون ندن حتما دارن کم کاری میکنن.
یا کلا دختر فکر میکنه حتما باید وقتی واسه شوهرش لباس قشنگ پوشید شوهرش حتما یه چیزیش بشه. وگرنه حتما مشکل داره.
به نظر من این مساله رابطه جنسی توی حتی مشاوره ها داره زیادی بزرگ میشه.
بابا این هم یه نیازه مثل گرسنگی. وقتی گرسنه ات میشه میری غذا میخوری. سیر باشی که نمیری غذا بخوری.
میل جنسی هم همینه. وقتی بهش نیاز احساس بشه لازمه رابطه ای باشه. همین. یعنی ضرورت و لزومش بسنگی به میزان نیاز داره.
ازدواج رو مساوی کرده ایم با رابطه جنسی. خب این به نظر من غلطه. رابطه جنسی فقط در حد نیاز و برای کسب آرامش و رفع خستگی لازمه تا بشه نیرو و تمرکز داشت برای بقیه مسائل مهمتر زندگی که پایه زندگی بیشتر بر اونها متمرکزه و هدف های زندگی هستند.
البته این نظر منه. شاید هم من خودم یه سرد مزاج باشم که نمیتونم درک کنم.
اما اگر به گفته شما سردی ایشون باعث میشه شما از نظر جنسی تحت فشار باشید و به نیازهاتون پاسخ داده نشه، باید یه سری راه هایی رو برای ایجاد تمایل بیشتر ایشون به رابطه پیدا کنید.
من که تجربه ندارم.
اما فکر میکنم در همون رابطه هایی که خودش هم مایله سعی کنید رابطه با کیفیت باشه تا برای تجربه مجدد و بیشترش تمایل پیدا کنه.
از طرفی فکر میکنم باید سیستم احساسی شوهرتون رو کشف کنید. ببینید بیشتر دیداریه یا شنیداری یا لمسی. از همون روش وارد بشید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)