خب معلومه دیگه، همه ی کاربران به طرق مختلف گفتن که باید چکار کنید من تکرار کنم؟ من اینها و در پست قبلیم تکرار نکردم چون بقیه گفته بودن دیگه! من فقط خواستم بگم شاید دلیلشون اون اوایل این باشه! در واقع هدفشون این بوده که شما بیشتر رعایت کنید و نسبت به نامحرم ها بی علاقه شوید نه بدتر به روابط آزاد علاقه مند بشید.!!
**************
شما باید بیشتر رعایت کنید.
بیشتر خویشتن دار باشید.
تا اون حس اعتماد در ایشون بازسازی بشه.
ارتباط خارج از حد نرمال داشتن با نامحرم برای سلامت زندگی خودتون هم اصلا خوب نیست.
این دست ارتباطات مثه یک باتلاق میمونه هرچه بیشتر شما به این دست ارتباطات بها دهید، بیشتر در باتلاق بحران فرو میرید و خارج شدنتون مشکل تر و سختتر میشه.
حتی زمانیکه همسرتون همچین اجازه ای و بشما میدهند شما بعنوان یک مرد که وظیفه محافظت از زندگیتون و دارید وظیفه برقراری امنیت زندگی برعهده شماست، باید درجواب ایشون بگید، خیر من ازدواج کردم، همسرمم شما هستید هرخواسته ای هم دارم از همسرم دارم نه از خانم های نامحرم دیگه، دیگر هم همچین پیشنهادی به من ندهید چون آرامش و امنیت زندگی من با این پیشنهاد به خطر میوفتد.
همانطور که دوست ندارید مردی این دست برخورد هایی که شما با دوست های خانومتون دارید، نسبت به همسرتون داشته باشد.پس شما هم بعنوان یک مرد نباید این دست ارتباطات و با دختران مردم داشته باشید مجرد هستن، اما در آینده ازدواج که خواهند کرد، پدر و برادر که دارند!
خودتون و بذارید جای این مردان چه حالی میشید وقتی بفهمید یک مردی چون شما از دخترتون، همسرتون، خواهرتون به این شکل بخواد سواستفاده کنه یا لذت ببره؟
شما علنا با این کارتون همسر و جلوی دوستانشون کوچیک میکنید، چون هر خانمی خوشش نمیاد همسرش خیلی با خانم های دیگر گرم و صمیمی باشه، علنا شما با این کارتون به همسرتون و دیگران میگید ناراحتی همسرم برام مهم نیست درحال حاضر لذت بردن از هم صحبتی با شماهاست که برایم مهمتره!
تازه این شروع ماجراست،هیچوقت نباید بستر ایحاد بحران و فراهم کرد، شما با اینکارتون بستر خیانت دوباره و دارید فراهم میکنید، ممکنه تو همین برخوردا یکی از همین خانم ها حرکتی که همسر فعلی شما انجام داد و انجام دهد،
اونوقت چی میشه؟ دوباره خیانت؟ دوباره زندگیتون سرد میشه، دوباره این همسر مثه همسر قبلیتون مجبور میشوند بروند سراغ کس دیگری که درکشون کنند و نسبت بهشوت وفادار باشند.
دوباره شما هم متوجه خیانت همسر میشوید و دوباره ازدواج با دوست دختر و....
باز هم ابن چرخه همچنان در زندگی شما ادامه خواهد داشت.
خب یه حساب ، کتابی بکنید، ببینید کجای زندگی هستید؟
چقدر از عمرتون بیهوده در ناآرامی و خیانت و بی وفایی گذشت؟
شما یه عمر در تنوع طلبی و روابط آزاد دنبال آرامش گشتید غافل از اینکه همین راه بیراهه رفتن درواقع آرامش و ازتون گرفته!
همین روابط نمیذاره به آرامش برسید،
هرچه بیشتر به این دست روابط نزدیک تر میشید، آرامش ازتون دور و دورتر میشه!
اینطور که من تاپیک های قبلیتون و خوندم، همسر فعلی شما بودن که بیشتر سراغ شما میومدن تا شما سراغ ایشون.
حتی ازتون اخاذی کردن
حتی شما در تاپیک قبلیتون اعلام کرده بودید عاشق خانمتون هستید و ایشون و قبول ندارید و از روابط دیگر ایشون صحبت میکردید.
چندین مرتبه ایشون و طرد کردید و ایشون خودشون خواستن این روابط ادامه پیدا کنه
حتی زمانیکه ایشون از شما حامله شدن مطمعن نبودی که فرزند شماست.
اما الان ایشون شدن همسر فعلی شما، پس این احتمال وجود داره که شخص دیگری چون همسر فعلیتون همین کار و سر زندگی ایشون بیاره!
شما هم سر زندگی قبلیتون خویشتن دار نبودید و قبل از جدا شدن از همسرتون حتی قبل از اینکه بدونید همسرتون بهتون خیانت کردن، شما نسبت به همسرتون وفادار نبودید. پس این احتمال وجود داره که سر این همسرتون هم این مسایل پیش بیاید.
برای اینکه به همسرتون ثابت کنید تغییر کردید نباید روابط آزاد داشته باشید.
باید نشون بدید ناراحتی و خواسته ایشون برای شما از داشتن روابط آزاد با نامحرم خیلی مهمتره.
تنوع طلبی در خانم ها هم هست اگه بهشون بها دهند تو باتلاق میوفتن و بعد بیرون اومدن ازشون براشون خیلی سخت میشه، حال تصور کنید ایشون هم با دوستان شما اینگونه باشند بعد شما ناراحت بشید خب از همسرتون چه انتظاری دارید؟
دوست دارید بگن ناراحتی همسرم برام خیلی مهمه؟ پس از این به بعد حدو حدود و رعایت میکنم؟ یا خیر دوست دارید بگویند من دوستت دارم ولی رفت و آمد با دوستانتون به من آرامشی میده که شما نمیتونی به من بدی؟
*هر آنچه که برخود میپسندید، بر دیگران هم بپسند و آنچه که بر خود نمیپسندید بر دیگران هم نپسند.*
در پایان میخوام بگم، کمی صبر کنید برگردید عقب به زندگیتون و کارهایی که تاحالا کردید بیشتر دقت کنید
بکجا چنین شتابان؟ !!!!!!!!
بی وفایی و خیانت و طلاق، پاک کن زندگی نیست!
زندگی فقط ازدواج و طلاق نداره!
از ازدواج و طلاق فقط حرف *و* وجود نداره، که براحتی طی بشه و خلاص! هزارتا کلمه دیگه، چون، سازش، ساختن، مدیریت بحران، اصلاح اشتباهات خود، از خودگذشتگی، وفاداری، تعهد، مسولیت پذیری و.... وجود داره! وقتی هیچکدوم از اینها حواب نداد اونوقت میشه رفت سراغ طلاق و ازدواج مجدد اون هم نه با خیانت و داشتن روابط آزاد به بهانه اینکه من مرد هستم! من تنوع طلبم! من باید به آرامش برسم! چون برخی اینطورن من هم باید اینگونه باشم!
- - - Updated - - -
یادمه دبستان که میرفتم، مبصر کلاس پای تخته یک جدول میکشید، یک ستونش مختص بدان بود یک ستونش مختص خوبان!
همه سعی میکردیم کاری کنیم که در ستون خوبان اسممون نوشته بشه!
اگه یوقت ستون بدان نوشته میشدیم نمیگفتیم اشکال نداره من یک ضبدر جلوی اسمم هست نسبت به اونایی که ده تا ضبدر دارند بهترم.
نه خودمون و با خوبان مقایسه میکردیم و سعی میکردیم همون ضبدر بد و از جلوی اسممون پاک کنیم!
میگفتیم اونایی که ده تا ضبدر دارند باید تلاششون ده برابر ما باشه تا این ده تا ضبدر و حذف کنن، اما خوشبحال ما که فقط کافیه تلاش کنیم یکی از این ضبدرا و از بین ببریم.
حالا این حرف شما یعنی اینکه، من هنوز نسبت به اونایی که ده تا ضبدر دارند جا دارم! نمیخوام این یکی و حدف کنم میخوام این یکی و به ده تا برسونم! !!!!!!!!
اون موقع ها بچه بودیم و معصوم کاش، معصومیت بچگیها مون هنوز هم همراهمون بود!
معصومیت بچگیها مون و دم در دوره بزرگسالی گذاشتیم و وارد دوره شدیم.انگار اگه اون هم بود هیچوقت بزرگ نمیشدیم!









علاقه مندی ها (Bookmarks)