مصباح الهدى جان فكر مى كنم مساله ى ما آن قدر حاد نبود، وقتى راجع به حرفهايى كه در اين زمينه زدم فكر مى كنم احساس مى كنم چقدر ميتونم به نظرش سطحى و احمق اومده باشم، حالا هم از دست خودم عصبانى هستم هم از دست اون. احساسى دارم كه انگار دلم نميخواد هيچ وقت دوباره ببينمش، خب ايشون اگه هر اشتباهى داشته باشه (كه قطعا داره) يك خوبى داره و اونم داشتن مقدار زيادى عقل سليمه و خيلى خوب بلده منو سر جام بنشونه!
با شناختى كه ازش دارم اگه حلوا حلوا هم بشه پا پيش نميذاره كه دوباره حرف بزنيم و همين منو حسابى مى سوزونه چون به نظرم ايشون همون مرديه كه من ميتونم تا آخر عمرم بهش حس خوب داشته باشم، و اگر به جز مساله حجاب واقعا مشكلى بينمون نباشه حاضرم به خاطرش حجابمو رعايت كنم، اما در حد معقول، يعنى فكر نكنم بگه ساق دست بپوش، ولى خب تا اونجايى كه فهميدم با مانتوى جلو باز و لباس تنگ و بى حجابى مشكل داره، كه ميتونم رعايت كنم و در كنارش خوش لباس هم باشم، چون خودشم كه مومنه به شدت خوش لباسه و يه كتى داره كه وقتى مى پوشه شكل گاوبازهاى اسپانيايى ميشه
واقعا حاضرم صبر كنم حتى شده يه ماه به شرطى كه بياد دوباره حرف بزنيم و بريم پيش مشاور، حاضرم پيرسينگ نذارم، لباس پوشيده بپوشم، حجاب بذارم، واقعا حاضرم ولى در كنارش شرط و شروطى هم دارم
الان همه ش ميگم خدايا شكرت چون كمتر از يك هفته به عيد مونده و من هر سال براى بچه هاى شركت تقويم مى گيرم، شايد به بهانه ى دادن تقويم تونستم دوباره برم سر صحبتو باهاش باز كنم