به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 25

Threaded View

  1. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام گلاب عزیز
    خواهش می کنم.
    ببین اینکه همش خودت را با بقیه مقایسه می کنی که چه طور آنها زودتر ازدواج کردند ولی تو نه اشتباهه... چون اصولا مقایسه اشتباهه... خدا تو موارد مختلفی آدم ها را امتحان می کنه. اگر پستهای منو خونده باشی یه پست داشتم که نوشته بودم مشکل نه به وجود میاد نه از بین میره.بلکه از شکلی به شکل دیگه تبدیل میشه. خب حالا یکی این ور خواستگاری مشکلی نداره دلیل نمیشه مشکلات دیگری نداشته باشه.مطمئن باش او مشکلات دیگری داره که مدلش فرق داره. من که خودم ترجیح می دم مشکلات مربوط به ازدواجم قبل از ازدواج و درمرحله خواستگاری باشه تا خدای نکرده تو مرحله ازدواج با همسر آینده ام امتحان بشم.ولی خوب خدا منو می شناسه و می دونه که من این حد را می تونم تحمل کنم ولی مثلا گلاب نه.. گلاب می تونه یه مشکل دیگه را بهتر تحمل کنه...

    در مورد سوالت:
    ببین شما اول قبل از خواستگاری به خودت نیرو و انرژی مثبت بده! به قول خودت عزت نفست را ببر بالا! در حد تیم ملی!همون که خودت گفتی واقعا همسر آینده تو چه مرد خوشبختی خواهد بود! اصلا و ابدا به خواستگاری های قبلی فکر نکن! اصلا!
    از خواب که پاشدی فکر کن که این افراد که دارند میان انگار اولین خواستگارت هستند! انگار سلیقشون اینه که یه دختر باربی انتخاب کنند!
    خیلی خودت را بالا ببین! راستی تو پرانتز بگم که می دونستی از تعریفاتی که کردی از ظاهرت اتفاقا من یه زن داداشم همین شکل شماست؟ خیلی هم دختر خوبیه و ما دوستش داریم... اتفاقا همون جلسه زنانه که رفتیم خیلی به دل من و مادرم نشست... چون خیلی خوب با ما ارتباط برقرار کرد...
    دقیقا ما خواستگاری یه دختر دیگه هم با همین پارامترهای ظاهری رفتیم ولی جذب نشدیم.برادرم هم همین طور... البته خب موارد دیگری هم بودها که به هم نمی خوردیم...ولی می خواستم این قسمت را بگم که چقدر جالبه که دو نفر از نظر پارامتر ظاهری تشابه دارند اما تاثیرات متفاوت تو به دل نشستن می ذارن!
    ببین من چند وقت پیش آلبومم را نگاه می کردم. خب آدم همیشه موقع عکس انداختن لبخند می زنه دیگه... ولی من می دیدم تو بعضی عکسام حس خوبی بهم منتقل نمی شه... اصلا لبخنده به من نمی شینه... بعد یادم افتاد آره تو این زمان ما درگیر فلان مشکل بودیم!!!
    ولی مثلا یه عکسهایی داشتم که شاید مثلا خیلی تصادفی و بی آمادگی هم ازم گرفته بودند(غافلگیرانه) اما خیلی خوب بودند چون اونجا خیلی حالم خوب بوده... حالا شما هم دقت کن. ببین وقتی زمان عکس گرفتن فکرت مثبته عکست بهتر میفته! حتی سیستم عصبیت در عضلات صورتت و کشیدگی پوستت نقش دارند! حتی نوع نگاهت و حالات چشمات!
    پس قبل خواستگاری مثبت فکر کن همیشه و فایل ذهنی خواستگاری های قبلی را بذار کنار! می تونی از حالا فکر کنی به زن داداش من که شبیه شماست و ما خیلی هم پسندیدیمش:)

    *********
    تو مرحله بعد به نظر من باید با مادرت هم یه سری چیزها را هماهنگ باشی و هیچ اشکالی هم نداره یه سری چیزها را شما به مادرت یاد بده...
    حالا من یه سری خط فکر می گم شما خودت تا انتها بخون.
    1) استقبال با روی خوش از مادر و خواهر.... با همون فکر مثبت!!! اگر فکرت نسبت به این سیستم مثبت نباشه حست منتقل میشه... پس تو ذهنت این نباشه که اه خواستگاری سنتی چقدر بده و این حرفا! قشنگ خوش آمد گویی با لحن مثبت و با انرژی بکن.

    2) پذیرایی... ببین منظورم اصلا این نیست که تو هزینه بیفتی اما نحوه پذیرایی هم می تونه موثر باشه.
    ببین مثلا مادر من همیشه خودشون شربت نعناع درست می کنند و همون شربت را می بریم. خب همین شروع یه گفتگو میشه می گن چه طعمی خودتون درست کردین؟ منظورم اینه که همون ابتدا با یه حس مثبت و خنک طرف مقابل روبرو میشه. و یه برخورد خوب... یا حتی می تونی کنار سینی از این گلهای کوچولو هست بذاری و پذیرایی کنی. ببین من مثلا دو تا گل رز مصنوعی کوچولو را بهم چسبوندم و دورش پاپیون بستم کنار سینی چای و شربت می ذارم. یا از این قندهایی استفاده کنی که مدل دار هستند... خب این ها همه سلیقه را نشون می ده

    3) همون وازه خوشگل سازی را خوب اومدی!!! خیلی این واژه ات را دوست داشتم! چرا که نه! حتما و حتما با هنر خودت خوشگل سازی کن! منم کردم . از منم راجع بهشون پرسیدند! حتی بعضی هاشون پا می شدند میامدند از نزدیک نگاه می کردند:)
    شنیدی می گن اسباب خونه به صاحب خونه می ره؟ دقیقا همین طوره... به فضا خیلی دقت کن. ما خودمون هم خونمون متوسطه ولی به قول تو خیلی خوشگل سازیش کردیم!
    سلیقه و چیدمان خونه خیلی حتی تو مثبت بودنش تاثیر داره. مثلا حتی نورگیر بودنش و یا پرده ها! باور کن حتی نور! نور خیلی مهمه! ببین حتی اگر نور خونه مناسب نباشه مادره تو را خوب نمی بینه. ما یه جا رفته بودیم از این لامپهای کم مصرف روشن کرده بودند بعد مثلا پردشون بنفش بود!خونه هم مدلش شلوغ بود! خب خیلی فضای خوبی نبود و دلمون می گرفت.
    قسمت وروردی خونتون را دقت کن! بعد دقت کن مادر کجا می شینه اونجا ها یه سری خوشگل سازی خاص بکن. یا مثلا با آقا پسر کجا قراره صحبت کنید مثلا روی اون میز یه سری سلیقه خاص به کار ببر...

    4) گفتگو:
    اگر مادر و خواهر از اون دسته آدمهای خون گرم باشند که خیلی عالیه... خودشون سوال می پرسند و تو هم خیلی خوب و صمیمی و با لبخند جواب بده...
    اگر هم دیدی نه خیلی بلد نیستند سوال بپرسند این جا مادرتون باید وارد کار بشن! اول نه شما! خوب نیست شما خودت همون اول مجلس را به دست بگیری.البته از نظر من که مشکلی نیست ولی خب بعضی ها این جوریند... با مادرت اینجاها را هماهنگ کن...
    مثلا مادرتون بپرسند آقا پسرتون در چه زمینه ای فعال هستند؟ بعد آنها یه چیزی می گن مثلا... بعد مادر شما بگن دختر منم تو این زمینه کار کردند... فلان رشته را خوندند... بعد به اصطلاح میکروفون را بدن دست شما! مثلا وسطش بگن: گلاب جان بگو مادر کار پایان نامه ات چی بوده؟ (مثلا ها!) بعد دیگه اینجا بی ادبی نیست تو صحبت کنی. چون از طرف یه بزرگتر بهت میکروفون رسیده! خب دیگه اینجا شما صحبت کن! فقط حواست باشه تو فن بیان طرف مقابل را در نظر بگیری... مثلا یه وقت می بینی مادره تحصیل کرده است خب شما می تونی خیلی خوب و حسابی صحبت کنی ولی یه وقت می بینی مادر زیاد خودش با سواد نیست.. خب اینجا زیاد قلنبه سلنبه صحبت نکن.
    ببین غالبا تو این موقع ها حرف حرف میاره. مخصوصا اگر اونجا خواهر خواستگار باشه خیلی بهتره... چون هم درجه شما هم هست و بهتر می تونی حرف بزنی... مثلاها می بینی خواهر می رن یه مدرسه ای... بعد شما می گی چه جالب منم قدیم ها تو اون مدرسه بودم. یا یه دوستم اونجا بوده... خیلی مدرسه خوبیه... ما یه معلم داشتیم اون جور بود... بعد می بینی اینجا یه لینکی پیدا میشه می فهمی مثلا این خانواده سیستم فکریشون چه جوریه... یه دفعه مثلا بحث جامعه میاد وسط... بحث دانشگاه و جوانها چرا این جوری شدند و... اینجا مادرتون هم نقش دارند و سعی کنند که سرنخ های گفتگو را بدن...

    بعد حتی مادر شما در نقش اینکه خب عزت نفس دارند و اینکه می خوان دختر گلشون را بدن صحبت کنند! یعنی مادرتون دقیقا اینجا باید شان شما را بالا ببرند! مثلا دقیقا اینجاها بعد از یه گفتگوی کم از شما تعریف کنند! قشنگ بگن الحمداالله ما از گلاب خیلی راضی هستیم... خیلی روی حجابش حساسه... همیشه درس خون بوده... ایمان برای ما مهمه! آقا پسر شما از نظر اعتقادی چگونه اند؟
    ببین دقیقا اینجاها مادر شما باید بپرسند! باید نشون بدن که فقط آنها انتخاب کننده نیستند! شما هم دارید بررسی می کنید و خدای نکرده این جوری نیست که فکر کنند که می خوان دو دستی دخترشون را تقدیمشون کنند! بلکه کاملا تو سوالاتشون بفهمونند که گلاب برای ما مهمه! ما عزت نفس داریم!
    ببین اینجا خود به خود عزت نفست و ارزشت میره بالا! و وقتی که انسان ببینه یه چیزی ارزشمنده بیشتر بهش راغب می شه.و خانواده خواستگار می فهمند نه خیر! مثل اینکه ما اومدیم خواستگاری یه دختر خوب و نجیب! نکنه از دستش بدیم!

    پس اینجاها برای مادرت یه سری سوال طرح کن. بگو مثلا مامان بعد از یه مدت بپرس آقا پسرتون ایمانشون چه جوریه؟ مثلا با ادامه تحصیل دخترم مخالفتی ندارن که؟ خلاصه یه سری سوال که برات مهمه را می تونی تو همین جلسه مطرح کنید که آنها فکر نکنند که قضیه یه طرفه هست و چیزی که زیاده دختر...
    خب آنها هم یه سری جواب می دن... بعد تو جواب آنها خودش دوباره یه سری نکته میاد! مثلاها یه دفعه متوجه شدیم این قدر آقا پسر به حجاب حساسه که حتی نمی خواد خانومش روسری اش از زیر چادر بیرون بیاد... یا برعکس یه بار فهمیدیم خیلی هم براش حجاب چادر مهم نیست... خب اینها اختلافات فرهنگی را نشون می ده دقیقا...
    مادرتون حتی می تونند از بقیه خواهر برادرهای شما هم حرف بزنند و تعریفاتی کنند.(البته باید دقت بشه تعادل در تعریف رعایت بشه مثلا دیگه از اون ور پشت بوم نیفتین که این حس منتقل بشه شما لیاقت دختر ما را ندارین!!!)
    اینجاها خودت هم دیگه می تونی وارد کار بشی و از عقاید خودت صحبت کنی. بگی بله من به حجاب خیلی حساسم. مثلا همیشه سعی می کنم حرمت چادرم را حفظ کنم ولی مثلا این قدر هم نیستم که رو بگیرم...(به عنوان مثال!) یا بگی که خدا را شکر سعی کردم این جور مسائل را رعایت کنم...
    خلاصه بگم حرف حرف میاره و وقتی میکروفون بیاد دستت خودت می تونی کاملا صحبت کنی.
    ***********

    اما اگر دیدی آنها رغبتی ندارند خب دیگه شما هم سختی نده به خودت... محل هم نذار... ارزش نداره.
    مثلا دقیقا یه تجربه ای که گفتی من خودم هم داشتم. خواهر خواستگار از تحصیلات من پرسید بعد انگار من چقدر اشتباه می کنم درس می خونم. می خواستم بگم ببخشید تو را خدا من فلان دانشکاه می رم... یعنی گلاب باورت نمیشه دقیقا مثل بانو چویی (تو سریال یانگوم!) به من نگاه می کرد.بعضی وقتها هم بهم چپ چپ نگاه می کرد... خب من دیگه اینجا اصلا خودمو ناراحت نکردم. زیاد هم تحویلشون نگرفتم. خیلی عادی جلسه تموم شد...
    دقیقا من اگر احترام و تواضع نبینم اصلا هیچ تلاشی نمی کنم ... چون بعضی هاشون واقعا خیلی متکبر هستند و یه جوری برخورد می کنند که انگار چیزی که ریخته دختر!!! نمی دونند که از قضا اومدند خواستگاری یه دختر خوب ... اصلا حدیث داریم در مقابل تکبر، تکبر کنید! حالا من بد برخورد نمی کنم ولی تحویلشون هم دیگه نمی گیرم...حتی یه بار این قدر دیگه برام مهم نبود اصلا دقت نکردم چایی داغه یا نه. اشتباهی(شایدم یه ذره البته...) چایی سرد بردم براشونکه مادرم هم از دستم ناراحت شد و البته دیگه زنگ هم نزدند و منم خوشحال شدم:). تو هم ولشون کن. بذار یه دختر خوب مثل تو را از دست بدن! والا:) هیچم خودتو ناراحت نکن! ارزشی نداره... یه نفس راحت هم بکش تازه...

    کلا ریلکس باش... من که می بینم الحمدالله عزت نفست خوبه... اعتماد به نفس داری... خدا را شکر چیزی هم کم نداری... سنت هم مناسبه و دیر نشده...
    وظیفه ات را انجام بده و دیگه بقیه اش را بسپار دست خدا..

    ان شاالله خوشبخت بشی.
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه
    ویرایش توسط مصباح الهدی : پنجشنبه 18 تیر 94 در ساعت 03:00

  2. 5 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    meysamm (پنجشنبه 18 تیر 94), sara 65 (پنجشنبه 18 تیر 94), فدایی یار (جمعه 19 تیر 94), گلاب (پنجشنبه 18 تیر 94), یه دختر سرگردان (پنجشنبه 18 تیر 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چطور یک زن مستقل، با عزت نفس و دوست‌داشتنی بشم
    توسط عاشق خانواده در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: پنجشنبه 08 مرداد 94, 17:09
  2. وقتی عزت نفس از بین رفته چطوری میشه درستش کرد؟
    توسط Pooh در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: دوشنبه 31 شهریور 93, 07:36
  3. **::**::** عزت نفس ..... اجزاء و علائم **::**::**
    توسط فرشته مهربان در انجمن اعتماد به نفس
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 06 شهریور 92, 13:11
  4. ملکه باش! قدرت و عزت خود را حفظ کن
    توسط single در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 شهریور 91, 20:17
  5. زخم‌هاي عاطفی عامل اصلی ضعف عزت نفس هستند
    توسط hamdam 96 در انجمن ارتباط دختر و پسر(عشق)
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 10 مرداد 90, 14:08

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:33 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.