درباره زندگی شما باید بگم که همون طور که قبلاً گفتم به راحتی میشه این ناملایمت ها رو پشت سر گذاشت و به منطقه آرامش و قسمت خوب زندگی رسید.
به نظر من سعی کنید برای مدتی انتظاراتتون رو به صفر برسونید و در این مدت ما با فرض این که شما امید وار به احیای زندگیتون هستید بهتون کمک می کنیم؛
پس مرحله اول اینه که به راهی که قدم در اون میزارید امید داشته باشید
(یه ضرب المثل هست که میگه اگه فکر می کنی پیروزی، حق با توست، پیروز می شوی، اگر فکر می کنی شکست می خوری ، حق با توست، شکست خواهی خورد، اگر برای انجام کاری تلاش می کنی اما امیدوار نیستی این بار نیز حق با توست پیروز نخواهی شد پس در هر حالت حق با توست) پس با تمام انرژی برای نجات زندگی تلاش کنید و امید کامل به لطف خدا و راهی که دراون قرار می گیرید داشته باشید
مرحله دوم هم اینه که انتظاراتتون رو به صفر برسونید و برای مدتی صرفاً صادر کننده انرژی و ایجاد کننده انرژی مثبت برای زندگی باشید و در هر حال (حتی اگر همسرتون انرژی منفی به روابط وارد کردند شما همچنان و با توجه به امیدی که در مرحله اول به کارتون دارید به تلاشتون ادامه بدید)
فرد، خود می تونه تاثیر زیادی بر زندگیش بگذاره، یه نظریه هست که تلفیقی از مکانیک و روانشناسی هست، میگه؛ چیزهای با ارتعاش بالا می تونن اجسام با ارتعاش پایین رو حذف کنن برای مثال خاک جامد هست و ارتعاشش کمه اما آب که می تونه جریان داشته باشه به راحتی خاک رو حذف می کنه (میشوره و میبره) حالا تفسیر روانشناسی این قضیه میشه همون اعمال و رفتار با انرژی مثبت می تونن رفتار با انرژی منفی رو حذف و خنثی کنن.
پس شما به رفتار با انرژی مثبت ادامه بدید حتی اگر همسرتون انرژی منفی وارد زندگی تون بکنن .
جذابیت هایی که برای زندگیتون لازم هست رو ایجاد کنید، متاسفانه جذابیت چیزی هست که خیلی از جاها با زیبایی اشتباه گرفته شده اما جذابیت همون چیزهایی هست که مرد رو به سمت خونه میکشونه، از دستپخت خانم گرفته تا استقبال گرم هنگام ورود به منزل، تکریم مرد، سپاس از مرد بابت زحمات بیرون از خونش، نشان دادن مهر و مهربانی به همسر و.... اینا جذابیت هستند و البته نمیشه نقش زیبایی ظاهری رو نادیده گرفت که اون نیز رعایت بشه تاثیر گذار هست.
همون طور که گفتم فرد خود می تونه تاثیر گذار زندگیش باشه، در همین راستا از امروز شروع کنید و تنفر ها رو از خودتون دور کنید چون خشم و تنفر باعث میشه سیستم دفاعی بدنتون تضعیف بشه و باعث میشه شما در مقابل کم توجهی و یا احیاناً انرژی منفی که همسرتون از خودش نشون میده نتونید تحمل کنید و کم بیارید چون در این شرایط لازمه رسیدن به ساحل آرامش، بخشش بیش از حد از سمت شماست، پس یادتون نره که بخشش رو توی برنامتون بزارید و کینه ها رو دور بریزید چون هیچ چیز و هیچ کس به اندازه شما و زندگیتون ارزش مند نیست.
در مورد قطع رابطه با خانواده همسر هم به نظر من ضمن این که یه مدت روی خودتون کار کردید و ظرفیتتون رو افزایش دادید از یه بزرگتر (دایی همسر، عمو همسر و ....) منظور یه ریش سفید رو واسطه کنید و رواتطون رو از سر بگیرید. به این دلیل میگم روی خودتون کار کنید چون از ابتدا نمی تونید انتظار رفتار با سطح بالا ازشون داشته باشید چون مطمئناً اونا هم به دلایلی شما رو مقصر این قطع رابطه می دونن و اگه شما ظرفیتتون بالا رفته باشه دیگه کی مقصر بود و کی مقصر هست براتون مهم نمیشه و مهم هدفتون قرار میگیره و هدف یعنی احیای زندگی
حس می کنم یه خورده پر حرفی کردم پس خلاصه وار جمع بندی کنم؛
یه مدت توی خونه خودتون شروع کنید به ایجاد جذابیت برای مثال از همسرتون تشکر کنید، تنزلش ندید، ترکش نکنید (به هیچ عنوان) تهدید نکنید ، اولین راه حلی که به ذهنتون میرسه بهترین راه حل نیست پس اولین راه حل رو انجام ندید بلکه روی رفتارتون فکر کنید.دنبال مقصر در اتفاقات افتاده نباشید. (در زندگی هر اتفاقی بیفته دودش به چشم هر دو نفر میره و مهم نیست که کی چقدر مقصر بوده چیزی که مهمه اینه که دیگه تکرار نشه)
و حرف های تلخ همسرتون رو به دل نگیرید و بزارید به حساب اتفاقاتی که افتاده و شما به رفتار درست خودتون ادامه بدید. میگن یه روز یه بنده خدایی توی مترو یکی پاشو له می کنه خیلی عصبانی میشه و وقتی بر می گرده که یه بد و بیراه بهش بگه، می بینه طرف نابیناست و با دیدن شرایط اون فرد دیگه دردی که در قسمت پاش ایجاد شده بود رو تنزل یافته می بینه و تا 5 تا ایستگاه حتی پاش رو از زیر پای اون بیرون نمی کشه . این نشون میده که اگه ما شرایط جانبی افراد رو در کنار رفتارشون قرار بدیم می تونیم راحتر باهاش کنار بیایم.
و نکته آخر هم اینکه عجله برای بهبود کامل نداشته باشید چون این موضوع زمان بر هست اما امید کامل به احیای زندگی چیز روشنی هست.








علاقه مندی ها (Bookmarks)