با سلام و احترام
عجب تاپیک طولانی .....
دختر بدشانس!!!! لطفا توجه کنید.
بر اساس صحبت های شما و همچنین تفسیر های شما و همچنین تفسیر سایر دوستان از مشکل شما ، تشخیص هایی به ذهن می رسد. اما اینکه اینها دقیقا درست هست یا نه قابل ارزیابی نیست.
اما آنچه قطعا به نظر می رسد که همسر شما مشکل دارد. و مشکل ایشون به شدت زندگی شما را با تخریب مواجه کرده است.
به جای اینکه مرتب بیایید اینجا گزارش کنید. باید یک راهکار منطقی و عملی را طی کنید تا نتیجه نهایی.
فاز اول:
از او می خواهید به اتفاق هم به مشاوره بروید و همه حرفهایتان را دو نفر بزنید و دقیقا زندگیتون ارزیابی شود. اگر قابل ادامه دادن هست ادامه دهید و اگر زیر نظر مشاور به این نتیجه رسیدید که جدا شوید، آنگاه جدا می شوید.
اگر ایشون قبول کردند و دو نفری نزد مشاور رفتید پس با انجام این فاز ، به نتیجه می رسید و دیگر نیاز به ادامه این تاپیک نیست.
فاز دوم:
ممکن است به هر بهانه ای ایشون به مشاوره نیاید و قبول نکند. در آن صورت به او بگویید:
نا گزیر از بزرگان فامیل دو طرف دعوت می شود که یک بار برای همیشه این پرونده حل شود و مسئول فاش شدن اطلاعات احتمالی در این جلسه ایشان هستند.
اگر دعوت فامیل را نپذیرفت پس مشاوره را قبول کرده است و به فاز یک می روید و مسئله را حل می کنید.
اما اگر بحث کرد، دعوا کرد و مشاوره را هم نپذیرفت شما 3 روز به او وقت می دهید که قبول کند به مشاوره بیاید یا شخصا دعوت فامیل را انجام می دهید.
اگر طی این سه روز مشاوره را پذیرفت به مشاوره می روید و و به فاز یک وارد می شوید.
اما اگر بهانه آورد و مشاوره نیامد، شما پدر و مادر خودتون، پدر و مادر ایشون و اگر کسی از فامیل شما یا فامیل آنها فردی هست که مطمئن هستید نظرات خوبی دارند را در یک جلسه کاملا رسمی دعوت می کنید.
و به اطلاع همسرتان هم می رسانید که برای بیان نظراتش به جلسه بیاید.
در آن جلسه کاملا شفاف نظر همسرتون را می گویید، و نگرانی های خودتون را نسبت به ارتباطات او به طور کلی بیان می کنید.
و در آن جلسه باید همسرتان نظر کلی خود را مبنی بر ادامه دادن یا ندادن به زندگی بیان کند.
با توجه به این جلسه وارد فاز سوم می شوید.
فاز سوم:
الف) اگر ایشون تعهد کرد و زندگی بهبود پیدا کرد که عالی هست. و حتی اگر کمی مشکلات داشت اماادامه یافت شما شروع به بازسازی زندگی می کنید.
ب) اگر در جلسه ایشون قبول نکرد و بحث و درگیری و مجادله پیش آمد، پس واقعا خواهان ادامه زندگی به معنی واقعی کلمه نیست.
ج) اگر توضیحاتی داد و انتظاراتی را بیان کرد که از شما دارد و به حق بود شما تعهد می کنید که انجام دهید و زندگی را بازسازی می کنید.
د ) اگر جلسه را با حرفهایی پیچوند و فردای آن روز دوباره کار خود را شروع کرد، شما نیاز دارید که یک وکیل قوی استخدام کنید نه برای طلاق، بلکه برای مهریه و ....،
یعنی او را به سادگی رها نمی کنید. بلکه با اهرم مهریه اقدام می کنید.
اگر فرد تحت این اهرم و فشار به تغییر اقدام کرد یا برای درمان خود به روانشناس بالینی مراجعه کرد که شما به هدف خود رسیده اید.
اما اگر تغییری ایجاد نشد. با توجه به اینکه همه فازها را رفته اید تصمیم نهایی را بدون عذاب وجدا می گیرید.
این تصمیم کاملا به خود شما بستگی دارد که توان خود را ادامه دادن یا ندادن به این زندگی ارزیابی کنید.
هیچ کس به شما نمی گوید فقط زندگی کن یا فقط طلاق بگیر، تنها شما بر اساس توانمندی خود و فازهایی که گذرانده اید به تصمیم خواهید رسید.
امیدوارم از زدن پست های دیگر کاملا اجتناب کنید و عملا وارد اجرای فازهای فوق شوی.
گزارش نهایی را هم پس از اینکه به تصمیم آخر رسیدی و قطعی شد اینجا ارائه بده.
چون عادت به این فضا و حرف زدن و شنیدن شما را از عمل دقیق و کاربردی بازداشته است.










علاقه مندی ها (Bookmarks)