آره اهل غر زدن هستم ، آخه توی هفته یه شبش که کلا با دوستاش میگذرونه ، دو سه شب دیگش هم با دوستاش میرن تفریح حالا یا استخر یا ورزش یا ... ساعت یک و نیم دو شب برمیگرده ، این باعث میشه خیلی بهش غر بزنم و کمی سرد برخورد کنم از طرفی خودش کوچکترین نشانه ای از اینکه بخواد منو از این حالت بیرون بیاره نداره
هیچ رابطه فیزیکی باهام برقرار نمیکنه بارها بهش گفتم نیاز دارم دستمو بگیری میگه خوشی زده زیر دلت
اختلاف سنیمون 5 سال هست
اینکه باهاش برم فقط باعث بدتر شدن رابطمون میشه چون هیچ توجهی به من نمیکنه ، از طرفی ممکنه پسر اون زن بیاد و چنان سرگرم اون بشه که من نتونم توی صورتم ناراحتیمو نشون ندم
درسته وضع مالیش خوبه اما حاضر نیست حتی پولی بابت آرایشگاه به من بده حتی شده من مجبور شدم پول از کسی قرض کنم
توی خانوادشون خواهرش و بردارش هر کدوم توی دوران عقد طلاق گرفتن خودش هم همینطور ، برای همین همش حس میکنم طلاق برای خودش و خانوادش کاملا عادیه








علاقه مندی ها (Bookmarks)