سلام من جاي تو بودم ١٠٠٪ اين كارو ميكردم وقتي تو ميدوني از مرغ خوشش نمياد و عصبي هم هست قبلش وقتي غذا رو مياري بگو واي عزيزم تو دوست نداري ولي من خيلي حوص مرغ كردم نميدونم چرا دلم هواي مرغ كرد و ... يا هيچي نميگفت و ميخورد يا هم اعتراض ميكرد اگه اعتراض ميكرد هيچي نگو حتي اگه نونستي همون لحظه تاييدش كن با سرت يا كلمات كه حق با تو هستش بعد يك ساعت بشين بگو درسته من نبايد مرغ ميزاشتم چون تو دوست نداري ولي به خاطر فلان دليل گذاشتم در ضمن اين باعث نميشه تو اعصباني شي و من ناراحت كني تواگه با زبون خوش بكي من كل دنيا رو به پات ميريزم اگه باورنميكني امتحان كن بهش تشويق كن تا خوب حرف بزنه يه كلماتي بگو كه خودش مايل باشه تا اعصباني نشه وگرنه به زور اون دست از اعصبانيت نميكشه.
شوهر منم يه ادم فوق العاده عصبي بود و حتي پدرش سر يه اختلاف به من گفت كه پسر من خيلي اعصبي و در مقابلش واينسا چون له ميشي در مقابل اعصبانيتش ولي باورتميشه الان همون مدر فوق العاده اعصبي با چشم خواهش حرفش ميزنه اونم فقط يه راه داره
١- وقتي اعصبي شده هيچي نگو و حتي تاييدش كن چون اون الكي اعصبي نميشه يا دليلي داره يا سوتفاهمي پيش اومده. بگو اره راست ميگي همين يه كلمه
٢- بعد نيم ساعت جريان توضيح بده اين بعد نيم ساعته خيلي مهم چون اگه نگي اون فكر ميكنه حق با خودش و رفتارش درسته . بهش توضيح بده كاملا و در آخر حتما اين حرف بگو . بگو كه (اگه با زبون خوش و مهربوني بگي كل دنيا رو به پات ميريزم اگه باور نميكني امتحان كن)
٣- اصلا قهر نكن حرفت بزن و رفتار عاديت نشون بده توي چهارچوب خاصي حرفت حتما بزن فكر نكن كه اون نميفهمه يا تو كتش نميره نه اصلا تو بزن.
٤- اگه روزي با روي خوش بهت چيزي گفت با آغوش گرم استقبال كن مثلا سر همين قضيه مرغ اكه روزي اومد گفت جرا مرغ گذاشتي با مهربوني بكو واي ببخشيد فدات شم الان يه چيز ديگه درست ميكنم . تا اون ببينه با زبون خوش اگه بگه تو دنيا رو ميدي و به مرور زمان تغيير ميكنه








علاقه مندی ها (Bookmarks)