نقل قول نوشته اصلی توسط مبیننا نمایش پست ها
سلام . به نظر من مشکلات قابل مدیریت کردن هستن و باید با آرامش و محبت مشکلاتتون حل کنید.
اول اینکه هیچ وقت کلمه طلاق به خاطر مسائل کوچک استفاده نکنید اینکه شما کلاس بری سر کار بری دانشگاه بری مواردی که باید قبل عقد درموردش به توافق میرسیدین . بعد از ازدواج باید از خیلی از چیزها گذشت کرد .البته منظورم این نیست که هر چی آقا فرمودن شما چشم بگی
ولی کلمه طلاق نباید قبح بریزی
اول از همه تا دیدی همسرت داره عصبانی میشه بحث ادامه نده و اجازه بده آروم بشه بعد با محبت یک کم روش های خانمانه درخواستت و بگو دلایلت و بگو و دلایلش و بخواه
اگه به توافق نرسیدین بگو این بار خواسته تو دفعه بعد اگه تفاهم نداشتیم خواسته من خیلی دوستانه با مهربونی
مطمئن باش بعد ازدواج حساسیت همسرتون کمتر می شه
به همسرت کمک کن با تو درس بخونه و پیشرفت کنه کمکش کن باهم برنامه درس خوندن بزارین . بزار فکر نکنه که از تو خیلی عقب می مونه
بزار بفهمه چقدر دوستش داری و برات ارزش داره
هیچ وقت تو عصبانیت و ناراحتی بحث ادامه نده که حرمتا از بین بره


زندگی سخت نگیر ‌. موفق باشی
والا چی بگم ،هر چی شما گفتی من تا الان برعکسشو انجام دادم،وقتی عصبانی میشه منم زودی عصبانی میشمو بحث بالا میگیره،مشکل اصلیه ما اینه که شوهرم خونه بابام نمیاد سر ی موضوع قدیمی،راستش تو شهر ما برعکس شهرای دیگه اصلا چیز بدی نیس که دختر و پسر تو عقد همش پیش هم باشن ،و ما هم مث بقیه همیشه پیش هم بودیم و بیشتر موقع ها خونه ما بودیم،بابای من خیلی بداخلاقه ، ی شب بی دلیل بدون اینکه خطایی باشه یا مقدمه ای بابام با غیض و عصبانیت به شوهرم گفت اگه زنتو دوس داری یا برید سرخونه زندگیتون یا فقط جمعه ها بیا ببرش اونم اگه من گفتم مشکل هم داری با این موضوع به سلامت مشرف....منو شوهرم که تا چند لحظه شوکه بودیم که اخه چرا چی شده بعد یک سال؟!!!شوهرم سرشو انداخت پایین و رفت خونشون ولی بعد اون اتفاق من دیگه رنگ ارامش ندیدم،شوهرم نمیاد خونمون حتی با اینکه بابام بهش گفته بیا،عقد داداشم بزور اومد ،هرروزم داره بدتر میشه،موندم چکار کنم ،هر بارم میام درستش کنم خرابتر میکنم مثلاسر این موضوع که میگه نمیام خونتون بابات منو اژ خونش بیرون کرد دعوا شدید شده در حدی که گفتم یا اشتی کن یا طلاق 😞 طوری شده که شوهرم بهم میگه تو فقط به فکر خانوادتی ،منو درک نمیکنی،به خاطر خانوادت حتی حاضری ازمن جدا شی و بخاطر این طرز فکری که با کارام براش ایجاد کردم روز به روز داره کینه خانوادمو بیشتر به دل میگیره ،شما میگید من چکار کنم؟هر کار ی میکنم نتیجه نمیگیرم😢