نقل قول نوشته اصلی توسط deljoo_deltang نمایش پست ها
سلام دوست عزیز

لازمه سنی که درش هستی اینه که نواسات و بالا پایین های روحی زیادی رو تجربه کنی. بیشتر ما در این سن که بودیم این حس ها رو تجربه کردیم. مهم اینه که بتونی در این بالا پایین شدنها روی رفتار و افکارت کنترل داشته باشی.

سه تا کار هست که اگر موفق بشی انجامش بدی کنترل و مدیریت احساساتت (شادی و ناراحتی) در دست خودت میاد و تمرین خوبی میشه برای به امید خدا آینده زیبایی که در انتظارت هست .

1- تخلیه احساسات و کسب آرامش اولیه -- روشهای زیادی هست برای اینکار. ببین وقتی ناراحت میشی معمولا چه چیز می تونه آرومت کنه؟ نرمش های شبیه یوگا - تنفس عمیق و ممتد - درددل کردن- خرید- آشپزی - فعالیت فیزیکی انجام دادن - با خدا خلوت کردن و .....

2- ارزیابی مشکل و مساله ای که با اون درگیر هسنی - میزان اهمیت و جایگاه مساله در زندگیت، همخوانی تاثیری که بر زندگیت گذاشته با میزان اهمیتش و .....

3- پیشنهاد های خودت برای حل مساله ، پیشنهاد ها می تونه ممکن و یا نا ممکن باشه ولی مهم اینه که بتونی برای مشکلت راه حلی پیشنهاد بدی و بعد انتخاب یک راه حل و عمل به اون و در نهایت ارزیابی راه حل انجام شده -- راستی اگر در خانواده کسی هست که بهش احساس نزدیکی می کنی می تونی پیشنهاد ها اون رو هم بشنوی


اگر این روش رو در رویارویی با مسایلت به کار ببری کم کم به امید خدا استرس و نگرانی کمتر به سراغت میاد، چون می دونی که هر چقدر هم مساله بزرگ باشه تو روش حل مساله و رفع استرس رو یاد گرفتی

سلام
ممنون
راستش یک نفر را واسطه کردم که با دوستم حرف بزند. دوستم این پیغام را برای من آورده است:
اگه میشه بهشون بگین من اصلا از ایشون خوشم نمیاد و وقتی کسی از کسی خوشش نیاد این کارها بی فایدس .و این هم از همان اول بوده که من ازش خوشم نمیومد و ایشون همیشه دنبال من میومد و...بالاخره یه وقتی باید حقیقتو میگفتم.من از ایشون اصلا خوشم نمیاد و دوست ندارم رابطه دوستی با ایشون داشته باشم
خیلی شوکه و ناراحت شدم. من اونو خیلی دوست داشتم ولی اون .....