به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 23

Threaded View

  1. #23
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 فروردین 98 [ 13:44]
    تاریخ عضویت
    1394-11-29
    نوشته ها
    62
    امتیاز
    3,392
    سطح
    36
    Points: 3,392, Level: 36
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 108
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    142

    تشکرشده 43 در 27 پست

    Rep Power
    0
    Array
    باسلام خدمت همه عزیزان
    آقای یه دوست از شما ممنونم که وقت میگذارید و منو راهنمایی میکنید. ما هنوز توی دوران عقد هستیم شنیدم که در این دوران نمیتونه درخواست عدم تمکین بزنه.
    سلام سحرخانوم
    عزیزم از شما هم ممنونم که به پست من اومدید و نظر گذاشتید.عزیزم ما سعی خودمون رو میکنیم برای گرفتن مهریه . شوهر من نمیدونم چرا و از کی به این نتیجه رسید که منو نمیخواد چون از خیلی وقته منو آدم حساب نمیکنه و راجع به زندگی مون با من حرف نمیزنه. میشینه با خانواده خودش معلوم نیست چطور منو تحلیل کردن و به این نتیجه رسیدن. ولی دلایلی که من حدس میزنم یکی اینه که هم توی دوران عقد درحالی که خودش برای مثلا یک سشوار اونقدر منو اذیت کرده انتظار داشته من بهش پول بدم. اونم مبالغ زیاد. خب منم هر روز اعتمادم از اون سلب میشد. یکی هم موضوعات مذهبی. با این که از اول بهش گفته بودم آدمی نیستم که توی مجالس مختلط بخوام با تو برقصم و ... . یا اینکه بی حجاب باشم. ولی اون مثلا از چادری بودن مادر من خجالت میکشه. اینم از مادر و پدرش شنیدم. وگرنه خودش چیزی نمیگه. خب از اول منو دید. خانواده مم دید. ولی فکر میکنم اون موقع غرق در احساس بوده. در مورد پول هم وقتی خودشون به من که زنشم میگه توی عقد نفقه ای تعلق نمیگیره بعد چطور از من انتظار داره؟
    البته یک بار این موضوع مباحث مالی رو مطرح کرد. اونم اینطور.
    به من گفت من به چی تو دلم خوش باشه؟ (اب من اشتباه کرده. و خیلی راحت هم با نامردی داره منو میذاره کنار. اون دلیل منطقی نداره برا کنار گذاشتن من. وگرنه اینقدر به دروغ و بهانه گیری متوسل نمیشد.
    زندگی موفق جان به شما هم سلام عرض میکنم و تک تک اشتباهاتم رو قبول دارم و متاسفم. واقعا ممنونم ازت.
    خدا خواست و خیلی اتفاق ما بایک روانکاو دلسوز آشنا شدیم. چون شوهرم مشاوره نمیاد اومد خونمونeاب من اشتباه کرده. و خیلی راحت هم با نامردی داره منو میذاره کنار. اون دلیل منطقی نداره برا کنار گذاشتن من. وگرنه اینقدر به دروغ و بهانه گیری متوسل نمیشد.
    زندگی موفق جان به شما هم سلام عرض میکنم و تک تک اشتباهاتم رو قبول دارم و متاسفم. واقعا ممنونم ازت. عزیزم ما اول ازدواج کاغذ نوشتیم که جشن عروسی به صورت مشترک. الان اون داره میزنه زیر حرفش.
    خدا خواست و خیلی اتفاق ما بایک روانکاو دلسوز آشنا شدیم. چون شوهرم مشاوره نمیاد اومد خونمون و یک جلسه خانواده شوهرم هم اومدن.کاملا مشخص بود که اونا فقط اومده بودن که بگن کی طلاق بگیریم.
    برداشت روانکاو هم این بود که این آقا صد در صد تحت نفوذ مادرشه. خونوادشون مادرسالاره و مادرش حتی حرف زدن دامادشون و پدرشوهرم و بقیه رو کنترل میکرد. گفت شوهرت دیگه تو رو واقعا نمیخواد و در مورد تو دروغای خیلی بزرگی میگفت. گفت اینا دلیل طلاق نیست ولی اون و خانواده ش هم برای تو قابلیت ادامه دادن نداره. گفت بری توی جمع اونا میشی عین کوزت. گفت متاسفانه پدرشوهرت هم اصلا درک و فهم نداره. و کلی حرف دیگه. البته اینم بگم که روانکاو از شوهرم خواست که یک دوره دو ماهه برای ما دوتا بذاره ولی شوهرم قبول نکرد و گفت به نظر من فایده نداره.
    فعلا که باید ببینم طلاق چطور انجام میشه.
    خودم خسته ام از بلا تکلیفی. از طرفی باورم نمیشه که شوهرم اینقدر بیرحم شده.
    دکتر بهم گفت تو شدیدااحساساتی هستی. الانم اگر اون ذره ای روی خوش نشون بده برمیگردی. راست میگه. ولی تا جای ممکن صبر کردم. الان یک سال و نیمه همین بساطه. دیگه واقعا اعصابم خسته شده. به خاطر احساساتی بودنم بیشترین ضربه رو من میخورم از هر لحاظ...
    دکتر در همسرم اختلالات زیادی دیده که ناامید کننده بود.
    قطعا برای زندگی آینده ام باید برم و اختلالاتی که در خود من هم هست رفع کنم. ولی آینده یه دختر مثل من که اینطور بیوه میشه خدا میدونه. برام دعا کنین.
    فردای روز جلسه دکتر به پدرشوهرم تماس گرفته بود که پسر شما نمیخواد. تکلیف این خانومو روشن کنید. اونم کلی التماس که نذارین اینا طلاق بگیرن. آخه ظاهرا پدرشوهرم منو دوست داره هنوز. دکتر هم گفت پس پسرتون رو راضی کنید یک جلسه با من داشته باشه. الان منتظر این خبرم که چی بشه.
    ویرایش توسط شادی ظهوریان : سه شنبه 26 اردیبهشت 96 در ساعت 12:02

  2. کاربر روبرو از پست مفید شادی ظهوریان تشکرکرده است .

    Ye_Doost (سه شنبه 26 اردیبهشت 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.