من با آقای یک دوست موافقم.شما برد بزرگی کردی که نشده.سطح فرهنگی و مالی من و همسرم تفاوتهای خیلی کمی داره.اینکه میگم خیلی کم واقعا از نظر مالی سطحمون تقریبا یکیه و از نظر فرهنگی بیشتر تفاوت داریم.همین مسئله به شدت توی رفت و آمد با خانواده ها و فامیل تاثیر میزاره.توی جمع های خانوادگی طرف مقابل حرفی برای زدن نداریم.بعد از شش سال زندگی و یک بچه هنوز راحت نیستیم.با درنظر گرفتن اینکه ما عاشق هم بودیم و هر دو تلاش کردیم باز هم این مسائل حل نشدند.فقط یاد گرفتیم بپذیریم تا حدودی...میگم تا حدودی چون وقتی پای بچه وسط میاد دیگه من به فرض تحمل نمیکنم یه سری برخوردها را با بچه و شوهرم هم همینطور.من خودم با خانواده ام فرق دارم و شوهرم هم با خانواده اش.سر تربیت بچه توافق داریم ولی باز هم با وجود تمام اینها این مسائل هست و اذیت میکنه.چطوری میتونید به وارد شدن به زندگی با این همه تفاوت حتی فکر کنید؟بعد از شش ماه که آتش عشقتون بخوابه به شدت پشیمون میشید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)