ممنون از نظراتتون
تا اونجایی که من می دونم پدر این پسر به خاطر افسردگی شدید این کار رو می کنه ولی تحت درمان روانپزشک نبوده
من همزمان با این اقا یه مورد دیگه هم هست که عموم معرفی کرده اون اقا دو سال از من کوچکتره سپاهی هست و کارمند رسمی ولی قبلا ازدواج کرده و جدا شده 2 سال پیش و مهریه خانومش رو می ده و تابستون که قرار بود رسما بیان خواستگاری خانومش در مورد مهریه اش شکایت می کنه و کلا خواستگاری و اشنایی تا زمانی که این موضوع کاملا تموم بشه منتفی شد
و قرار بود که این ماه بریم و حرف هامون رو بزنیم
واقعا نمی دونم چی کار کنم
اینکه همزمان هم بخوام دو نفر رو بشناسم اصلا در توانایی من نیست
من الان که می بینم اعتماد به نفسم رو در خصوص اینکه خودم بتونم اخلاق یکی رو بشناسم از دست دادم شایدم می ترسم که انتخاب اشتباه کنم واسه همین وقتی یکی میگه فلانی اخلاقش خوبه انگار دلم گرم می شه
خواستگار سپاهی رو هم عموم و هم شوهر خواهرم از اخلاق خوبش خیلی تعریف می کنن و انگار تو زمینه کاری خودش خیلی موفق بوده
بچه ها کمکم کنید
واقعا دارم استرس می گیرم

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط sahar.66 نمایش پست ها
سلام
بدیهی هست که شما باید برای هر شخصی چه فامیل و چه دوست حتما تحقیقات جامع و کاملی داشته باشین. به گفته و شنیده ها اکتفا نکنین و سعی کنین بیشتر بفهمین و پیگیر باشین.
سن این آقا مناسب ازدواجه اگرچه از شما کوچکترن، البته فراموش نکنین سن ملاک نیست و بلوغ فکری تا حد زیادی تعیین کننده آمادگی ازدواج هست.(سن ملاک نیست نباید به این معنی باشه که من با پسر و دختر بیست ساله ازدواج کنم بلکه باید هر فردی به سن مناسب و پختگی برسه)

اون مورد خودکشی نیاز به این داره مسئله روشن بشه، چرا؟
ایشون پدر و همسر بودن و قطعا رفتار و گفتار و نوع نگرشش بر افراد خانواده مخصوصا فرزند یا فرزندان تأثیر گذاشته.وقتی یک مسئله ی مهم با چراهای گوناگوناگون پاسخش مخفی میشه ، یعنی دست دیگران برای ساختن دروغ و شایعه باز میشه و هر کسی از دید خودش جواب میده...
از طرفی نامزدی بهم خورده و‌معیارهای این آقا.. چرا یک فرد ۲۹ ساله سراغ دختر ۲۰ تا ۲۱ ساله رفته؟ بهتر نبود برای ازدواج فرد پخته تری رو انتخاب میکرد؟
برای تمامی این سؤالات باید تحقیق بشه و با جمع آوری جواب ها به یک جواب منطقی برسین.
اما شما؛
در ازدواج قبلی زمان آشنایی و نامزدی بهترین زمان برای شناخت طرف مقابلتون بوده، بهترین زمان برای تحقیق و تفحص.
شما باید بپذیرین که قطعا یکسری کم کاری و خطا داشتین و با پذیرش این امر میبینین که شاید اگر فلان کار رو انجام میدادم یا فلان حرف رو میزدم به شکست عاطفی نمی انجامید و زودتر جلوی این تلخی رو میگرفتم.. در اینصورت بتدربج دید شما به ازدواج عوض میشه و اتفاقات گذشته رو چیزی جز یک تجربه فرض نمیکنین.
هر تجربه بهایی داره، برای یک شخص زیاد و برای دیگری کم.
رضایت شما از شرایط فعلی ناپایدار هست چون هر کسی نیاز به تشکیل خانواده داره و این خلاء چیزی نیست که با مسافرت و تفریح و ... پر بشه و جایگزین خودش فقط خودش هست.
یک ازدواج خوب میتونه انسان رو رشد بده و اونو در جنبه های مختلف زندگی موفق کنه.


دوست عزیز در مورد ازدواج اولم باید بگم که من خودم 100% مقصر بودم
مقصر بودم چون خودم رو به کوری و ندیدن زدم
مقصر بودم چون فکر می کردم گذشت زمان همه چیز رو عوض می کنه
مقصر بودم چون دوران نامزدی به جای شناخت به عشق و عاشقی گذشت
مقصر بودم چون ندیدم طرف بی سواده ، کار درست حسابی نداره ، پدرش از دستش راضی نیست ، توی خونه هیچ ارزش و جایگاهی نداره ، اونی که تضمین اخلاقش رو کرد خودش آدم درستی نبود /
و خانوادگی مقصر بودیم چون گول ظاهر رو خوردیم و حتی 1 دقیقه هم در موردش تحقیق نکردیم.
مقصر بودم چون از روی تنهایی انتخاب کردم فکر نمی کردم هزار برابر تنهاتر می شم