سلام خدمت شما
اینکه در درجه ی اول نیازهای یک انسان رو در نظر میگیرین بسیار ارزشمند هست.
اما باید در نظر داشته باشین شما هدفتون خوشحالی و خوشبختی مادرتون هست نه سوق دادن ایشان به گناه و خطا
دیگران فقط میتونن برای زندگی خودشون تصمیم گیرنده باشن و مادر بعنوان یک بزرگتر در هر خانه ای خودش تشخیص میده چه چیز به صلاحش خواهد بود.
اما آیا شما دوست دارین بصورت غیر حلال، مادرتون وسیله لذت های مردان دیگر باشه و کم کم در گرداب اعمال غیر اخلاقی غرق بشه؟
هر چیزی راه و رسم خودشو داره.. دوستی به هیچ عنوان حتی برای یک آدم جوان توصیه نمیشه چون تباهی محض هست.
اکثر مشکلات روابط امروزی غیر شرعی بودن و غیر قانونی بودن اونها هست که افراد نسبت به قبل دچار مشکلات پیچیده تری خواهند شد و از نظر روانی به وضعیت بدتری گرفتار میشن.
متأسفانه ساختار نادرست فرهنگی و افکار منسوخی که در خانواده های ایرانی جریان داره منجر به خشونت های خانوادگی میشه و در نتیجه افراد رو به اعمال غیر اخلاقی و مخفیانه سوق میده.
من دوست دارم شما رو هدایت کنم به مشورت با سایرین... اما چون از نزاع های خانوادگی و حتی اتفاقات ناگوار در این خصوص باخبرم پس احتیاط میکنم.
شما بهترین راهی که دارین دور شدن هست. سعی کنین محل زندگی خودتونو تغییر بدین و اگر به شغل شما آسیب نمیزنه مهاجرت کنین. این کار دو منفعت داره؛
مادرتون شرایط روحیش تغییر خواهد کرد . ماندن در اینجا و مرور خاطرات، مرگ پدر، تنهایی و بی انگیزگی خودش یک تنه انسان رو افسرده و غمگین میکنه.
در شهری دیگر بقیه کمتر در کارهای شما دخالت میکنن و فرصت فکر کردن بیشتر هست. شهری دیگر منظور تهران نیست که هر ماه بیان سلام بهتون بدن، بلکه میتونه راهی دورتر از منزل باشه. مشهد، تبریز، اصفهان...
اونجا مادر رو در کلاس های مختلف هنری، ورزشی ثبت نام کنین که برای روحیشون خیلی مفید هست. اگر تمکن مالی دارین براش یه مغازه اجاره کنین و روسری فروشی، مانتو فروشی ... راه بندازین که سرگرمی خوبی هست.
اونوقت اگر کسی خواستگار مادرتون باشه راحت تر میتونین بهش فکر کنین و این موضوع رو به مشورت بگذارین.
اما چیزی که حائز اهمیت هست اینه اگر زمانی موقعیت ازدواج ایشان پیش آمد فقط برادرها با هم مشورت کنن و نظر داماد مهم نیست. ایشان مادر شما هستن و داماد یک قدم عقب تر هست. نظر عمو و دایی و ... هم چندان مهم نیست چون مادر شما فرزند دارن و از طرفی سالهاست به استقلال رسیدن.
شما بر حسب منافع و خوشبختی خودتون تصمیم بگیرین و دیگران رو در جریانش قرار ندین. لازم نیست همه از هر چیزی مطلع بشن. این شما هستین که دیگران رو در جریان اتفاقات زندگی خودتون قرار میدین یا به اونها تلقین میکنین درباره مسایل خصوصیتون نظر بدن وگرنه هر فردی در این زمانه میتونه تصمیمی گیرنده باشه مگر جوان باشه و زیر نظر پدر و مادرش باشه که پدر و مادر تنها کسانی هستن که میتونن تصمیم نهایی رو بگیرن.
اگر بگم مادرتونو اینجا به کلاس بفرستین یا مغازه براش باز کنین ، کماکان دخالت های سایرین، مرور خاطرات تلخ گذشته و صرف نظر از حقوق شخصی ایشان ادامه پیدا خواهد کرد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)