شوهر من با دروغ های کوچیک و مرموز نشون دادن خودش مردونگی خودش رو هم نشون می ده !
مثلا اگه بهش بگم داشتی با کی حرف می زدی میگه باید برات توضیح بدم؟
اگه بپرسم کجایی میگه من مردم نباید بپرسی من نباید توضیح بدم !

دیروز یه دختره بهش زنگ می زد. من میدیدم که گوشیش رو روی سایلنت گذاشته.
بعدش هم که رفت حموم گوشیش رو خاموش کرده بود و گذاشته بود توی چمدون !!
من هزارجور فکر کردم.
فرداش هم گوشیش رو قایم کرده بود. وقتی پیداش کردم دیدم خاموشه روشنش کردم دیدم سیم کارتشو ورداشته !!!!

بعد از دو روز دعوا و داد و بیداد و تو به من شک داری و نه تو داری پنهون کاری می کنی و ... بالاخره تلفنی بهم اعتراف کرد که یه دختره از دانشجوهاش قبلا که شهرستان بودیم حالا بهش گیر داده به بهانه فوق لیسانس.

حالا به من بگین لطفن من چه کار کنم ؟ قهر کنم ؟ اعتماد دارم بهش ولی آخه تا حالا همچین چیزی نداشتیم. همین یه مشکل رو نداشتیم.

میگه گوشی رو خاموش کردم که جوابش رو ندم. من باور می کنم. می دونم که البته چند دفعه بهش اس ام اس داده. بعد خاموش کرده. میگه چون دختره ول کن نبوده.

حالا من چه واکنشی نشون بدم؟ دلم میخواد کل داستان رو باور کنم.