نقل قول نوشته اصلی توسط asemani نمایش پست ها
کاملا با حرف های میشل عزیز موافقم. خواستگاری داشتم که به صورت خیلی غیر عادی در گذشته من کنجکاوری می کرد. نه اینکه از من بپرسه و نه اینکه از اطرافیانم به صورت مستقیم بپرسه . بلکه با گرفتن اطلاعات جزئی و در کنار هم قرار دادن اونها و نتیجه گیری برای خودش. با اینکه چیز عجیب یا قابل پنهان کردنی در گذشته م نبود و شرایط اون آقا هم ظاهرا خوب بود اما نتونستم قبولش کنم. چون اهل گمانه زنی و خیال و .... بود. جستجوی بیخودی در گذشته کسی در حالی که به امروزش اطمینان داری کار فوق العاده خطرناکیه و زندگی رو به ورطه نابودی می کشه. این کار افراد بدبینه .
اگر خواستگار شما بیماری بدبینی یا ... داشتند فرق می کنه با این که باید در مورد گذشته فرد مورد نظرمون بدونیم یا نه.
ایشون بیمار بودند.
اما دونستن گذشته همسر مهمه.

اگر خواستگار بپرسه شما بیماری جسمی دارید یا نه، سه حالت داریم،

1- بیماریهای عمومی که مثلا سه بار در سال سرما خوردم، هفته پیش سرم درد می کرد که لازم نیست بیان بشه.
2- اگر در 5 سالگی پای شما شکسته و بعد هم گچ گرفتید و خوب شده و الان هم کلا شده یک خاطره، می تونید بگید می تونید نگید. با این که در زمان خودش مشکل جدی بوده. اما الان نیازی به گفتنش نیست. اگر هم روزی همسرتون بفهمه مشکلی پیش نمی آد که چرا پنهان کرده بودی.
3- مشکلاتی مثل بیماری قند یا نداشتن یک کلیه که حتما باید به خواستگار بگید.


در مورد سلامت روحی و اخلاقی هم دقیقا همینطوره. سه حالت داره که بسته به نوع رابطه و اثراتش باید مطرح بشن.
1- روابط عادی و جزیی هر زندگی ای که نیازی به گفتن نداره.
2- روابطی که در زمان خودش جدی بوده و کلا بدون هیچ اثری، تمام شده.
3- روابطی که هنوز اثرش در روح و روان ما باقیست!