دیدی عزیزم تو پست قبلی هم بهت گفتم تو بیشتر دلت میخواد همسرت متوجه اشتباهش بشه تا اینکه از ته دلت دوست داشته باشی برگرده.....
گذشت زمان خیلی مسائل رو حل میکنه...به زور نمیشه به کسی قبولوند که اشتباه کرده.مخصوصا مردها ..حتی اگه ته دلش هم بدونه اشتباه کرده جلوت کم نمیاره و اعتراف نمیکنه....تا خودش به این نتیجه برسه نه اینکه تو بخوای بهش بفهمونی........مهای عزیزم میدونی چرا شوهرت دوست نداشت؟؟؟چون تو خودت هم خودتو دوست نداری........یکاری کن شرمنده خودت نشی....شوهرت هم واگذار کن به خدا ....صبور باش و نتیجه رو ببین....اگه دلتو شکونده محاله بتونه زندگی خوبی داشته باشه.....سعی کن از امروز به مها بیشتر اهمیت بدی...تو در قبال خودت هم مسئولی مگه نه؟؟حتما تا حالا جسمت هم کلی اسیب دیده....بیماریهای معده...قلب و...ناشی از فشار روحیه.....با خودت این کارو نکن....شوهرتو ول کن شاید خودش برگرده سمتت....تو کتابی خوندم که تو قانونهای معنوی قانونی داریم به نام عدم وابستگی تا وقتی به چیزی یا کسی بچسبیم ازمون دور میشه ...این روزها اصلا وقت میذاری که به جسم و روحت برسی؟به جسم و روحت غذا میدی؟با چی؟چجوری؟