سلام آقای r0ot$harp
یه مدت اینو امتحان کنید دست از نصیحت خانمتون بردارید
فقط بهش نشون بدید مهمترین فرد تو زندگی شما ایشون هست
اگه همسر شما به این باور برسه دیگه حساسیتی رو مادر شما نخواهد داشت
شما لزومی نداره حرف از مادرتون بزنید و دائم ایشونو نصیحت کنید بحث، بحث مادر شما نیست اگه شما هر کس دیگه رو نفر اول زندگیتون نشون بدین خانمتون رو اون آدم حساس میشه
راستش تو دوران عقد خود من هم یه بار ماجرایی مشابه اتفاق افتاد
همسرم اومد شهری که خانوادش بودن و دانشگاه من هم اونجا بود وقتی رسید قاطی صحبتایی که با من میکرد به من گفت مهمترین انگیزه اش برای اومدن رفتن به خرید عید برای من و همینطور دلتنگیش برای خواهرش بوده کاملا یادمه که چقدر تا مدتها روی خواهرش حساس شده بودم اون باید اول از همه در مورد دلتنگی برای من توضیح میداد
من فرد صبوری بودم و احساساتم رو تا حد زیادی کنترل میکردم بنابراین خیلی به روی همسرم نیاوردم ولی کمی اگه کم صبرتر بودم احتمالا از این جملات که به شما همسرتون گفته من هم باید میگفتم چون تو ذهنم میومد و نمیگفتم
اگه خانمتون از نظر شما نفر اول زندگی نیست بذارید بره دنبال زندگیش و جای دیگه ای خوشبخت بشه و اگه میتونید ایشون رو نفر اول زندگی خودتون بدونید و بالاترین توجه و محبت رو نسبت به بقیه اطرافیان به ایشون داشته باشید به مرور مشکلتون حل میشه
این یک نیاز هست که خانمتون بخواد نفر اول زندگی شما باشه این اصلا به معنای فراموش کردن مادر شما نیست فقط ایشون باید نفر دوم به بعد باشه
مراقب احترام به مادرتون هم باشید ایشون گردن شما حق داره فقط مراقب نیاز همسرتون هم باشید اگه بتونید تو این دوران تعادل و آرامش برقرار کنید بعدا هم به نفع خودتون هم به نفع همسر و هم به نفع مادرتون هست
برای اینکه همسرتون بفهمه نفر اول هست سعی کنید برای داشتن خلوت دونفره از جمله رفتن به مسافرت کافی شاپ پارک و ... خیلی اشتیاق نشون بدید و تو اون لحظات بهش اعتراف کنید که لذت بخش ترین لحظات زندگی رو میگذرونید تا خانم شما احساس کنه تو حاشیه نیست بلکه در صدر قرار داره...
پرواز کن آنگونه که می خواهی
وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند
علاقه مندی ها (Bookmarks)