حسین جان سلام ؛ بابا خدا بیامرز سرطان داشت . داداشم هم سرطان داره . یه صد ملیونی خرج شده دیگه از بابا چیزی نمونده . از ریاست جمهوری هم درخواست وام کرده بودیم که مارو به وام خود اشتغالی معرفی کرد و ماهم چند ماه رفتیم اومدیم آخرش هیچی . پول کرایه رفت و اومدمون هم نگرفتیم . اون اواخر رفته بودیم بهزیستی آخه زده بود به نخاعش فلج شد براش یه تخت بگیریم گفتیم یه تخت بدین دو سه ماهی زندست درد نکشه نامردا . گفتن نه پدرت فرهنگی بوده پس وضع مالیتون خوبه برین بخرین که داییم بهم قرض داد رفتیم خریدیم . گرچه حاضر بودیم چند ملیارد خرج کنیم تا بیشتر زنده بمونه . حتی براش دکتر خصوصی هم که خونمون میومد هم گرفته بودیم اما دیگه خدا نخواست که هرچی میکشیم از همین خداست . مسکن مهر اینجا البته من فقط یجا صحبت کردم 1.600 پیش میگیرن ماهی 1.200 خب نمیشه . شهرم رو نمیتونم بگم کجاست دوس ندارم کسی بشناستم . من که میدونم نمیتونم ازدواج کنم هیچ راهی وجود نداره خدا به یکی اینقدر میده که طرف میترکه به یکی هم مثل ما مریضی و بی پولی میده . مشکل من حل نمیشه . اینجا هم اومدم چهار تا پیام بزارم بلکه خودمو خالی کنم ارامش پیدا کنم . یجور درد دل . دنبال راه حل نیستم چون میدونم راه حلی وجود نداره . یکم درد دل کنم اروم شم









علاقه مندی ها (Bookmarks)