واای.. من بابک صداتون میکنم خوب اسمتون اینجا همین هست دیگه...

آره خدا به دادم برسه واقعا... منم محکم ایستادم ،خاستگار من کسی بود که خودم انتخابش کردم و خانوادش خیلی متفاوت بودن با پدر مادرم،،خیلی برای پدرم سخت بود ( پدر من که تو مسجد نماز میخونه دامادش کسی داشت میشد که توی صورتش پیرسینگ (حلقه ابرو) هم داشت) ولی من محکم ایستادم... اما متاسفانه ناموفق بود و دیگه به خودشون حق میدن...

من که کلا دور ازدواج و خط کشیدم فعلا اصلا کشش ندارم... حتی بعد از جدایی به جای اینکه به فکر من باشند به فکر نامحرم بودن اون هستند که نکنه با من تماس بگیره و با نامحرم حرف بزنم... به خاطر همین نمیتونم هیچی بهشون بگم خیلی غیر منطقی هستن...

نمیگن دختر تنها بمونه جذب دیگران میشه..

به نظر من شما هم مثل من محکم بایستید اما توروخدا مثل من احساسی و غیر منطقی تصمیم نگیرید..