به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 20

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 تیر 92 [ 12:03]
    تاریخ عضویت
    1392-2-02
    نوشته ها
    30
    امتیاز
    344
    سطح
    6
    Points: 344, Level: 6
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class250 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 13 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    دو راهی......زندگی با شوهرم یا خانوادم

    الان که مینویسم بعد از کلی گریه و قرار گرفتن بر سر دوراهیه

    بعد از قهری که کردم و برگشتم و همسرم به اشتباه خانوادمو تو نگه داشتن من تو قهر مقصر میدونست... امروز آب پاکی رو ریخت رو دستم و گفت دیگه نمیخوام خانوادتو ببینم عروسی برادرت نمیام و هیچ کس از فامیلات نباید بیان خونم!!!!!ایشون تنهایی و زندگی باهاش رو جلوی پام گذاشت یا زندگی با خانوادم بی اون

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 22 اسفند 92 [ 21:26]
    تاریخ عضویت
    1392-3-03
    محل سکونت
    زیرطاق کبود
    نوشته ها
    226
    امتیاز
    1,316
    سطح
    20
    Points: 1,316, Level: 20
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    104

    تشکرشده 162 در 83 پست

    Rep Power
    36
    Array
    واین نیزمیگذرد

    - - - Updated - - -

    عزیزم زمان بده به امیدخداوند حتما همه چی حل میشه وسعی کن باهاش لجبازی وبحث نکنی خودت هم میدونی که دعواوبحث همه چیزرابدترمیکندولی دوست عزیزم کتاب چهاراثرفلورانس اسکاولشین رابخون واگه حوصله کتاب خوندن نداری کتاب گیمیاگررودانلودکن وباحوصله همش روگوش کن خیلی بهت کمک میکنه

  3. #3
    Banned
    آخرین بازدید
    شنبه 19 دی 94 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1390-10-12
    نوشته ها
    633
    امتیاز
    6,328
    سطح
    51
    Points: 6,328, Level: 51
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,084

    تشکرشده 1,278 در 497 پست

    Rep Power
    0
    Array
    chatr عزیزم نگران نباش .من تجربه اش رو داشتم .یک بار همسرم همین شرط ها رو برای من گذاشت ، دقیقا مثل همین ، که کلا با خانوادم باید قطع ارتباط کامل کنم .

    ولی من قبول کردم .( میدونستم میتونم بعدا تغییرش بدم ) .ولی اگر خانوادم رو قبول میکردم دیگه همسرم رو از دست میدادم .

    شرطش رو قبول کن و با اطمینان بهش بگو که تو رو انتخاب میکنم . و اصلااااا با هاش لجبازی نکن .
    مطمئنا وقتی صبوری تو رو به خاطر خودش ببینه بعد از یک مدت کم کم نرم میشه .
    فقط باید بهش زمان بدی که اولین پیشنهاد ارتباط با خانوادت رو یک روز خودش بده . منظورم اینه که در کنار همسرت صبورانه زندگی کن و خواسته اش رو بپذیر و اصلا اصلا در مورد خانوادت صحبت نکن و ازش نخواه که نه به دیدنشون بری و نه باهاشون تماس بگیری .
    به همسرت با جدیت نشون بده که به خاطرش از همه می گذری .
    اون فقط می خواد همین رو ازت بشنوه ، وقتی بشنوه و در عمل هم ببینه دیگه براش کافیه .یک روز خودش بهت پیشنهاد میده که بری خانوادت رو ببینی .

    وقتی که من هم موقعیت تو رو داشتم ، دقیقا همین کارا رو کردم . چند روز پیش داشتم این تکه اش رو توی یک تاپیک دیگه می نوشتم .
    بعد از اون جریان که با خانواده ام ارتباطی نداشتم ، مامانم یک روز زنگ زد خونه ، بعد از اینکه تلفونم تمام شد ، همسرم با عصبانیت بهم گفت مگه من نگفتم حق نداری اصلا با خانوادت هیچ ارتباطی داشته باشی ؟ من هم گفتم باشه عزیزم ببخشید به مامانم میگم دیگه زنگ نزنه .همسرم خودش پشیمون شد . و گفت نمی خواد بگی .ولی چند روز بعدش خودش بهم گفت که اگر میخوای برو به مامانت زنگ بزن .
    البته منم بعضی وقت ها که دلتنگ خانوادم میشدم ، تا همسرم میگفت چرا این طوری هستی ؟ تو خودتی، زود یک لبخند میزدم و می گفتم نه عزیزم من چیزیم نیست ، می خوای یک چایی دم کنم با هم بخوریم ؟ ( اون هم میدید که من حتی نمیخوام بهش بگم که بابات ابن موضوع ناراحتم ، ولی خودش متوجه میشد . ) کم کم تغییر کرده . از اون ماجرا نزدیک 3 سال میگذره ، ولی 1 هفته بعد از اینکه شرط گذاشته بود و من قبول کردم به طور کل اخلاقش خوب شد . چون دید خیلی دوستش دارم و به خاطرش از همه گذشتم .دلم میخواد الان ببینی که رابطش با خانوادم چقدر عالی شده و همیشه بهم میگه میخوای یک زنگ بزنی احوالشون رو بپرسی .یا میخوای بریم خونه مامانت اینا ؟

    بزار بفهمه که تو اون رو به همه دنیا ترجیح میدی ، اون فقط همین رو میخواد .

  4. کاربر روبرو از پست مفید tamanaye man تشکرکرده است .

    دختر مهربون (چهارشنبه 15 خرداد 92)

  5. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 03 مرداد 94 [ 21:52]
    تاریخ عضویت
    1392-3-11
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    2,033
    سطح
    27
    Points: 2,033, Level: 27
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    53

    تشکرشده 93 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من کاملا با حرف های tamanaye man موافقم و مطمئنم اگه بتونید بدون اینکه تو گرفتن نتیجه عجله کنین، به دور از لج بازی به خواسته همسرتون عمل کنید؛به امید خدا از این به بعد زندگیه بهتری خواهید داشت ( البته باز هم میگم تو گرفتن نتیجه عجله نکنید و توقع نداشته باشید شوهرتون بعد از یک روز به خاطر کار شما رابطش با خانوادتون خوب بشه )
    به نظرم صبر و مدیریت زنانه چاره زندگی شماست،امیدوارم مشکلتون هر چه زودتر حل بشه

  6. کاربر روبرو از پست مفید milad08 تشکرکرده است .

    tamanaye man (چهارشنبه 15 خرداد 92)

  7. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 تیر 92 [ 12:03]
    تاریخ عضویت
    1392-2-02
    نوشته ها
    30
    امتیاز
    344
    سطح
    6
    Points: 344, Level: 6
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class250 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 13 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط tamanaye man نمایش پست ها
    chatr عزیزم نگران نباش .من تجربه اش رو داشتم .یک بار همسرم همین شرط ها رو برای من گذاشت ، دقیقا مثل همین ، که کلا با خانوادم باید قطع ارتباط کامل کنم .

    ولی من قبول کردم .( میدونستم میتونم بعدا تغییرش بدم ) .ولی اگر خانوادم رو قبول میکردم دیگه همسرم رو از دست میدادم .

    شرطش رو قبول کن و با اطمینان بهش بگو که تو رو انتخاب میکنم . و اصلااااا با هاش لجبازی نکن .
    مطمئنا وقتی صبوری تو رو به خاطر خودش ببینه بعد از یک مدت کم کم نرم میشه .
    فقط باید بهش زمان بدی که اولین پیشنهاد ارتباط با خانوادت رو یک روز خودش بده . منظورم اینه که در کنار همسرت صبورانه زندگی کن و خواسته اش رو بپذیر و اصلا اصلا در مورد خانوادت صحبت نکن و ازش نخواه که نه به دیدنشون بری و نه باهاشون تماس بگیری .
    به همسرت با جدیت نشون بده که به خاطرش از همه می گذری .
    اون فقط می خواد همین رو ازت بشنوه ، وقتی بشنوه و در عمل هم ببینه دیگه براش کافیه .یک روز خودش بهت پیشنهاد میده که بری خانوادت رو ببینی .

    وقتی که من هم موقعیت تو رو داشتم ، دقیقا همین کارا رو کردم . چند روز پیش داشتم این تکه اش رو توی یک تاپیک دیگه می نوشتم .
    بعد از اون جریان که با خانواده ام ارتباطی نداشتم ، مامانم یک روز زنگ زد خونه ، بعد از اینکه تلفونم تمام شد ، همسرم با عصبانیت بهم گفت مگه من نگفتم حق نداری اصلا با خانوادت هیچ ارتباطی داشته باشی ؟ من هم گفتم باشه عزیزم ببخشید به مامانم میگم دیگه زنگ نزنه .همسرم خودش پشیمون شد . و گفت نمی خواد بگی .ولی چند روز بعدش خودش بهم گفت که اگر میخوای برو به مامانت زنگ بزن .
    البته منم بعضی وقت ها که دلتنگ خانوادم میشدم ، تا همسرم میگفت چرا این طوری هستی ؟ تو خودتی، زود یک لبخند میزدم و می گفتم نه عزیزم من چیزیم نیست ، می خوای یک چایی دم کنم با هم بخوریم ؟ ( اون هم میدید که من حتی نمیخوام بهش بگم که بابات ابن موضوع ناراحتم ، ولی خودش متوجه میشد . ) کم کم تغییر کرده . از اون ماجرا نزدیک 3 سال میگذره ، ولی 1 هفته بعد از اینکه شرط گذاشته بود و من قبول کردم به طور کل اخلاقش خوب شد . چون دید خیلی دوستش دارم و به خاطرش از همه گذشتم .دلم میخواد الان ببینی که رابطش با خانوادم چقدر عالی شده و همیشه بهم میگه میخوای یک زنگ بزنی احوالشون رو بپرسی .یا میخوای بریم خونه مامانت اینا ؟

    بزار بفهمه که تو اون رو به همه دنیا ترجیح میدی ، اون فقط همین رو میخواد .
    واااااااااااااااااااااااا اای باورتون نمیشه وقتی مطالبتونو خوندم چه حالی شدم..........واقعا آفرین بر شما.
    امیدوارم روزی برسه که بیام بگم تمنای من ، مشکل منم با راهنماییهات حل شد...سپاسگذارم برای وقتی که گذاشتی و اینقدر دقیق توضیح دادی

  8. کاربر روبرو از پست مفید chatr تشکرکرده است .

    tamanaye man (چهارشنبه 15 خرداد 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 بهمن 94, 19:57
  2. (توهم همه چیز دانی ) استفاده نادرست از شبکه های اجتماعی و توهم دانش
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 10 بهمن 94, 17:26
  3. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 تیر 93, 10:16
  4. به نظرتون از خدمات موسسه های ازدواج آستن استفاده کنم
    توسط ghalam63 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 28 شهریور 90, 00:47

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.