عزیزم
یه بار دیگه پست هاتو بخون
چرا انقدر طلبکاری از زندگی؟
از مادرت از اطرافیانت، از مشاور از این سایت ، از نامزدت ...
دوست خوبم منظورت از مشاور لایق کیه؟ همونهایی که چند بار رفتی پیششون و وقتی احساس کردی داری خوب میشی رهاشون کردی؟ شاید شما مراجع خوبی نبودی. به هر حال مشاور که نمی خواد بیاد تو زندگیتون معجزه کنه. از اسمش پیداست: کسی که مشورت می کنی باهاش، حالا این شمایی که بقیه راه را باید بری...
شما میگی مادرت و بقیه تو رو منفعل کردن که قبول کنی ازدواج با این فرد را ، الان بازم با حرف مادرت اس ام اس می زنی بهش و میگی که دوست معتمدی نداری. زیادی به حرف بقیه هستی ، حتی الان ...
گلم بحران سی سالگی دیگه چه صیغه ایه؟ والله من که تا حالا دلیل علمی واسه ش ندیدم و یا تو کتاب های روانشناسی بهش بر نخوردم ، احتمالا یه اصطلاح باشه مال مجلات زرد ، ضمنا شما مشکل بحران 24 سالگیتو حل کن، حالا 30 سالت هم که شد یه فکری براش می کنیم .
این کاری که تو می کنی و از الان نگران یه مسئله بیخود 6 سال بعدت هستی می دونی اسمش چیه؟ اضطراب و نگرانی ! اصلا طبیعی نیست
حالا داروهارو هم به توصیه نامزدت می ذاری کنار. ای بابا عجب مردمی هستیم ما. روزانه کلی دود و سرب و مواد شیمیایی و آرایشی و بهداشتی و نگهدارنده میره تو حلقوممون به بیچاره دارو که می رسیم میگیم شیمیاییه و عادت می کنیم و از این حرفها . در حالی که خیلی وقت ها اگر دوره درمان را تکمیل کنیم خیلی از مسائل زندگیمون خود به خود حل میشه.









علاقه مندی ها (Bookmarks)