خانم سارا با توجه به چیزهایی که گفتید باید بگویم روش شما کاملا اشتباه است. من به قبل از ازدواج شما کاری ندارم. اما بعد از ازدواج شما نقش یک قربانی را بازی می کنید و کاملا در این نقش فرو رفته اید. توضیحش اینکه هیچ یک از اعضای خانواده و فامیل خود را مطلع نکرد ه اید و حتی برای اینکه متوجه نشوند رفت و آمد با خویشان خود را کم کرده اید. یعنی خود را کاملا و بدون هیچ پشتوانه ای در اختیار کتک های همسرتان گذاشته اید و این کار برای او عادت شده است و خیالش راحت است که آب از آب تکان نمی خورد. وقتی او شروع به کتک زدن شما می کند خود را کاملا در اختیار او می گذارید و حتی دم برنمی آورید تا او خسته شود با اینکه او فقط با دست کتک نمی زند و از وسایل خطرناک مثل چماق و سیخ استفاده می کند. اگر خدای ناکرده مشکل جدی برای شما پیش بیاید پدر و مادرتان ناراحت نمی شوند؟ من نمی گویم طلاق بگیرید این به تصمیم شما بستگی دارد. اما تفکر شما راجع به طلاق هم باعث شده بیشتر در لاک قربانی فرو بروید. خودتان با دست خود همه راه ها را بسته اید. طلاق یکی از راه ها است که نباید بسته شود. اگرچه هیچ کس به شما نمی گوید طلاق بگیر و خودت باید تصمیم بگیری. اول از همه باید خانواده خود را مطلع کنید. هیج کس به این راحتی سکته نمی کند. مگر بیمار قلبی که در بیمارستان بستری است. دوم اینکه زیر دست او ننشینید که شما را کتک بزند. به اتاقی بروید و در را قفل کنید یا اینکه از خانه بیرون بروید. اما با او درگیر نشوید به هیچ وجه. چون هم زورش موقع عصبانیت زیاد است و هم اینکه ممکن یکی از شما آسیب جدی ببیند. اولین قدم شما این است که از لاک قربانی بیرون بیایید و سعی نکنید با توجیهاتی مثل آبروداری ، فداکاری برای فرزند و خانواده و رسم و رسوم خاندان این نقش را ادامه دهید. اگر خاندان شما این قانون را گذاشته اند که کسی نباید طلاق بگیرد پس حتما این قانون را هم دارند که به زن و شوهر برای حل مشکلشان کمک کنند. پس از خانواده خود و افراد معتمد و ریش سفید فامیل کمک بخواهید و حتما آنها را مطلع کنید و زیر دست شوهرتان ننشینید تا کتک بخورید .سعی کنید به سوالات دوستان پاسخ دقیق تر بدهید تا ما بتوانیم بیشتر شما را راهنمایی کنیم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)