omid65
حیلی داری تند میری داداش .اگر درست خونده باشی متوجه میشی خواهرم قصدش جمع کردن این وضعیت بوده . اگر منتظر فرصت بود وقتی خانمم خونه پدرم برگشتن راهشون نمیدادن و حتی براشون غذا درست نمیکردن و پذیرایی کنن. اتفاقا خواهرم بهترین کمک رو به من کردن چون تو بطن زندگیم بودن و تونستن همه چیز رو درست ارزیابی کنن
اگر خواهرم نیودن و جهیزیه رو پس نمیفرستادن و اونوقتکه خانواده همسرم کوتاه نمی اومدن بعد از اجرا گذاشتن مهریه توسط اونها شک نکنین قدم بعدی من جدایی بودش. شما خودت متاهل باشی زنت مهریه رو اجرا بگذاره مطمئنا وانمیستی نگاهش کنی.
الان هم فکر نکنین من بدون دست و پا نشستم ببینم زندگی کی بر وفق مرادم میشه کی خانمم سر عقل میادش رفنارهاش رو درست میکنه .منتظرم نتایج آزمون شرکت نفت بیادش و اگه قبول بشم کارم از پدرم جدا میشه. از این به بعد میخوام پولهام رو پس انداز کنم میخوام خونه بخرم زندگیم رو مستقل کنم تا اگر زندگیمون اونجور که میخوام درست نشد خواستم چند سال دیگه جدا بشم حداقل خودم رو بسته باشم خونه داشته باشم بتونم مهریه اش رو بدم پسرم بزرگتر شده باشه و بتونم حضانتش رو به عهده بگیرم.
ته دلم دوست ندارم یک روز زندگیم به جدایی بکشه ولی تو این دنیا رو هیچی نمیشه حساب کرد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)