دختر مهربون عزیز سلام
ممنون عزیزم من هم دلم برای همتون تنگ شده .
پیش پدر و مادرم نمی تونم زندگی کنم چون اونا خودشون خدای مشکلاتن . دائما دعوا و جر و بحث . یه روزم که تو هفته میرم خونشون از استرس می میرم و دوست دارم زود برگردم خونم . خودم کم بدبختی دارم میرم اونجا بدبختیام صد برابر میشه .
آره رفتم ولی هیچ بهتر نشدم یعنی مقطعی خوب میشم ولی باز همون آش و همون کاسه . خودم دیگه از دست خودم خسته شدم بس که آدم احساساتی هستم . این داره خودمو داغون میکنه ., و به دیگران اجازه میده از احساساتم سواستفاده کنن و بدونن من همیشه می بخشمشون هر کاری بکنن
- - - Updated - - -
دختر مهربون عزیز سلام
ممنون عزیزم من هم دلم برای همتون تنگ شده .
پیش پدر و مادرم نمی تونم زندگی کنم چون اونا خودشون خدای مشکلاتن . دائما دعوا و جر و بحث . یه روزم که تو هفته میرم خونشون از استرس می میرم و دوست دارم زود برگردم خونم . خودم کم بدبختی دارم میرم اونجا بدبختیام صد برابر میشه .
آره رفتم ولی هیچ بهتر نشدم یعنی مقطعی خوب میشم ولی باز همون آش و همون کاسه . خودم دیگه از دست خودم خسته شدم بس که آدم احساساتی هستم . این داره خودمو داغون میکنه ., و به دیگران اجازه میده از احساساتم سواستفاده کنن و بدونن من همیشه می بخشمشون هر کاری بکنن
[poem]يك عمر هر دردي به من دادي حس مي كنم عين نيازم بود
جايي كه افتادم به پاي تو زيباترين جاي نمازم بود
هر جاي دنيايي دلم اونجاست من كعبه مو دور تو ميسازم
من پشت كردم به همه دنيا تا رو به تو سجاده بندازم[/poem]
علاقه مندی ها (Bookmarks)