اثر راشومون
برا این تو شرکت میخوابیدم چون با خانمم مشکل پیدا کردیم دوباره همان حرفها و دعواها
راستش من دوست ندارم با خانواده خانمم یک جا زندگی کنم کلا تنش داریم یه مثال هست میگن دور از.... بخواب خواب آشفته نبین.
من هم دلم نمیخوادش جایی که اونها باشن حضور داشته باشم.
نظرات کارشناسها و شما دوستان واقعا به من کمک کرده اینکه بعد ازچندوقت اتفاقات پیش اومده رو نوشتم برا این بود هم سرم از لحاظ کاری شلوغ بودش و هم اینکه دوست ندارم وقت دوستان رو با مشکلاتم بگیرم خجالت میکشم.
چنار
من فرار نکردم فقط دیگه تحمل کل کل و یک به دو کردن رو ندارم واقعا دیگه بریدم دیگه نمی کشم.
من از خانمم خواستم تو سایت تایپیک بزنن و مشکلاتی که فکر میکنن با من دارن رو بنویسن چون واقعا میخوام این مسائل حل شه.
گفتم هرچی دوست دارن بنویسن ملاحظه نکن تعارف هم نکنن دیگه آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب.
شاید واقعا مشکل از من باشه نمیدونم شاید هم نباشه
- - - Updated - - -
این لینک تایپیک خانمم هستش دوست دارم نظرتون رو بدون تعارف بنویسید شاید اینطوری بهتر بتونیم برا زندگیمون تصمیم درست بگیریم.
فقط لطفا حرمت همسرم رعایت بشه ممنون
http://www.hamdardi.net/thread-29081.html








علاقه مندی ها (Bookmarks)