بازم سلام.از همتون ممنون.این چند روزه که کنار شوهرم بودم دیگه هیچ شکایتی نکردم فقط تا حد امکان به شوهرم محبت کردم خونه پدرشوهرمم نرفتم چون اگه بریم بدون چونو چرا دعوامون میشه.خداروشکر دوسه روزه خواهر شوهرمو ندیدم خیلی خوشحالم چیزی که منونگران کرده اینه که چند روز دیگه تولدشه! حتما از منمانتظار دارن براش کادوبخرم! تولد من هیچکدومشون یه تبریک خشک وخالی از دهنشون در نیومد درحالی که قبلش من تولد برادر شوهرم تا جایی که میتونستم سنگ تموم گذاشتم ولی حتی برادرشوهرمم یه تبریک از دهنش درنیومد شوهرم بهش گفت بیا کیک بخور الکی گفت دندونم درد میکنه!!!حالا چند روز دیگه تولد خواهر شوهرست! با شناختی که ازشون دارم میتونم بگم دقیقا چه اتفاقی میوفته: مثل پرنسس میشینن از من انتظار دارن پذیرایی کنم!!! چند نفر دیگروهم دعوت میکنن حتما تو جمعشون یکی دوتا از عروسای فامیلم هست که عمدا جلوی من با اونا گرم بگیرن که بگن تورو آدم حساب نمیکینیم!!!!و خیلی چیزای دیگه بخدا اینقد ازشون دیدم همه این رفتاراشون برام مثل روز روشنه. واسه همین میخوام با یه بهونه ای نرم نمیدونم کار درستیه تولدشم نرم یا اگه برم درمقابل فتارای اونا چطوری باید رفتار کنم؟