خانواده ی ایشون کامل منو میشناسن و حتی پدرشون چن بار ازشون سوال کردن که احساسشون جدیه یا راجع به من تحقیق کردن.من فقط ازین میترسم که اوضاع بدتر بشه و پدرم در مقابلشون جبهه بگیره چون من بخاطرش اجازه ندادم تا الان یک خواستگار هم پاشو تو خونه بزاره!!! چن بار پدرشون خواستن بیان خواستگاری ولی من گفتم نه.چون ظاهرا دیدن پسرشون که شاید بشه گفت از روی بی انگیزگی و تنبلی حتی دانشگاه رو ادامه نداد چطوری عوض شده و داره برای رسیدن به من تلاش میکنه. از نظر شخصیت ایشون میدونم پدرم کوچک ترین ایرادی نمیگیرن و از نظر فرهنگی و مذهبی هم سطح هستیم....
واقعا مرسی از راهنمایی هاتون دوستانه من![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)