آره.درسته.من باهاش همدلی نکردم...بیشتر از هرکسی تو اون جریان من آسیب دیده بودم.دلم میخواست بهش بگم دوست نداشتم کتک بخوری و در ازاش پولی بیاد تو خونه و خرج زندگی شه...یه حس بدی نسبت به این موضوع داشتم...انگار با گرفت این پول شدت دردی که تو این شرایط کشیدم کمرنگ نشون داده میشد اما اون منظورمو نفهمید و فکر کرد میگم از حقت بگذر مهم نیست کتک خوردی حالا که خوب شدی فراموشش کن.انقد عجوله.همه چیزو هر جور دوست داره تعبیر میکنه...فکر کنم راه سختی در پیش دارم...دلجوی عزیز از یه موضوعی خیلی میترسم. و اونم اینه:
تو این تالار داستان زنهای زیادی رو خوندم که بعد از تلاش چند ماهه و حتی یکی دو ساله اومدن و از تصمیم قطعیشون برا طلاق گفته بودن.میترسم منم به همین وضع دچار شم....تلاشم بجواب نمونه....میترسم الکی وقتمو هدر بدم و دو سال بعد برسم همین جا که هستم...خو شما چقد تاثیر تلاشهاتو تو زندگیت دیدی؟ایا واقعا تغییر رفتارت تفاوت چشمگیری ایجاد کرد؟
- - - Updated - - -
آره.درسته.من باهاش همدلی نکردم...بیشتر از هرکسی تو اون جریان من آسیب دیده بودم.دلم میخواست بهش بگم دوست نداشتم کتک بخوری و در ازاش پولی بیاد تو خونه و خرج زندگی شه...یه حس بدی نسبت به این موضوع داشتم...انگار با گرفت این پول شدت دردی که تو این شرایط کشیدم کمرنگ نشون داده میشد اما اون منظورمو نفهمید و فکر کرد میگم از حقت بگذر مهم نیست کتک خوردی حالا که خوب شدی فراموشش کن.انقد عجوله.همه چیزو هر جور دوست داره تعبیر میکنه...فکر کنم راه سختی در پیش دارم...دلجوی عزیز از یه موضوعی خیلی میترسم. و اونم اینه:
تو این تالار داستان زنهای زیادی رو خوندم که بعد از تلاش چند ماهه و حتی یکی دو ساله اومدن و از تصمیم قطعیشون برا طلاق گفته بودن.میترسم منم به همین وضع دچار شم....تلاشم بجواب نمونه....میترسم الکی وقتمو هدر بدم و دو سال بعد برسم همین جا که هستم...خو شما چقد تاثیر تلاشهاتو تو زندگیت دیدی؟ایا واقعا تغییر رفتارت تفاوت چشمگیری ایجاد کرد؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)