فعلا سر عصبانیت بیش از حد و توهین و فریادهاش تو اون روز ناراحتم و همین قضیه دخترا که برام یادآوری شد و دبیرستانی ها و
نه دیگه چیز دیگه ای نیست
نمیدونم برم یا نه
آخرین بار2 روز پیش بهم گفت . از دیروز تا حالا هم زنگی نزده
به نظر شما برم بهتره یا نه
یه سری درگیری های مالی هم دارم (البته تو کار خودم ..)
بعد از مدتها هفته پیش قبل از دعواها یه شب اس داده بود من نفهمیده بودم بعد زنگ زد و با بی حالی حرف میزد یعنی مثل آدمی که حالش گرفته باشه گفتم چه خبر گفت فکرم اونجاست با شیطنت پرسیدم کجا گفت اس ام اس دادم بهت . با هیجان گفتم وای الان میرم میبینم . بهش گفتم چون خسته بودم بعد از افطار دراز کشیدم متوجه اس ام اس نشدم بعد از خداحافظی اس ام اسشو خوندم زده بود مشغول کارم اما فکرم پیش تو و دخترمونه
بعد از مدتها خیلی خوشحال شدم
اما خوشحالیم کوتاه بود و چند روز بعد اون دعوا پیش اومد و ...
انگار حالت وابسته پیدا کرده باشه چند روز بعش روزی یه بار به یه بهانه زنگ کوتاه میزدهرچند لحن تندی داشت اما الان از دیروز تا حالا نه زنگی زده نه اس داده








علاقه مندی ها (Bookmarks)