نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
به نظر من مصرف دارو اشکالی ایجاد نمی کند به شرط اینکه :
- مایعات و آب به اندازه کافی مصرف کنی که داروی اضافی از بدنت دفع شود.
به خاطر ماه رمضون آب کمتر می خوردم ولی چشم بیشترش می کنم حتما
- درست طبق تجویز مصرف کنی و زیاد و کم نکنی. دقت کنی که اگر خواستی داروی دیگری مصرف کنی با پزشکت معالجت یا اگر نبود دکتر دارو ساز مشورت کنی تا مطمئن شوی با داروهای خودت تداخل ندارد حتی اگر خواستی مسکن مصرف کنی این کار را بکن . به هیچ عنوان و به هیچ دلیلی مصرف داروی اعصاب را یک باره قطع نکن.
دقیقا طبق تجویز مصرف میکنم شب و صبح ولی ساعت مصرفم حدودیه دقیق نیست دکتر هم نگفت دقیقا چه ساعتی بخورم.قبلا هم یه ماه دارو مصرف کرده بودم یهو قطعش کردم !!! 2 روز حالم بد شد افتضاح.. تجربشو دارم.
- حتما هر روز ورزش کنی و نگذاری برنامه خوابت به هیچ عنوان و به هیچ دلیلی برهم بخورد. اگر شما یک شب برنامه خوابت به هم بخورد تا چندین روز به همین منوال می ماند و درمانت عقب می افتد. تغذیه ات هم باید بسیار مناسب و مفید باشد. می توانی از پزشک معالجت مکمل هم بگیری. مثلا قرص های امگا ، زینک پلاس و ب کمپلکس و مولتی ویتامین از داروهایی است که به عنوان مکمل غذایی برای درمان بیماری های اعصاب به کار می رود.
شربت اشتهای باریج خود دکتر واسم نوشت روزی 3 بار میخورم ولی یکی از مکمل هارو هم حتما میگیرم.
- تاریخ دقیق قاعدگی ات را مشخص کنی. معمولا سندرم قبل از قاعدگی در خانم هایی که این نوع بیماری را دارند شدیدتر است و ممکن است اطرافیان فکر کنند که بیماری آنها بدتر شده است. اما اگر بدانی به خاطر قاعدگی است استرس کمتری هم به شما و هم به خانواده وارد می شود. می توانی با نظر پزشک از سه روز قبل از قاعدگی قرص ویتامین ب 6 مصرف کنی تا روزی سه یا چهار عدد هم می توانی بخوری. به هر حال قاعدگی ات را باید کاملا کنترل کنی و هر تغییری در آن ایجاد شد یا هر چیز مشکوکی در این مورد را به پزشک خودت اطلاع دهی.
در مورد قاعدگی باید بگم من از ابتدا یعنی دوره راهنمایی مشکل داشتم و قاعدگیم منظم نبود یعنی دیر به دیر میشدم هر 2 3 ماه هر بار هم که میشدم با درد ها و علائم وحشتناک .. چندین بار دکتر رفتم و قرص هم مصرف کردم ولی فقط تا زمانی که مصرف میکردم خوب بودم بعدش هیچی....الان دردهام خیلی کمتر شده مقدار خونریزیمم کم شده یکمی هم منظم تر شده... آزمایشات لازم رو دادم یکی از پزشکا هم گفت نگران نباش بعضیا این مشکلات رو دارن خیلی غیر طبیعی نیست... این سری از وقتی داروهای ضد اضطرابو شروع کردم و حالم بهتر شده قاعدگیمم شروع شده به صورت خیلی نرمال و دقیقا وسط ماه طبق معمول ! فک میکنم یه ربطی به افسردگی و استرسم داشته باشه.
- علاوه بر قاعدگی باید پوست بدنت را هر چند روز چک کنی و اگر دانه های پوستی یا کبودی های مکرر داشتی به پزشکت اطلاع دهی. همچنین خارش یا اگزما یا هر نوع حساسیت پوستی .
فعلا که خدارو شکر چیزی مشاهده نکردم.
- یک نکته خیلی مهم که بیشتر پزشکان به شما نمی گویند این است و خیلی مهم است : شما باید شکمت خوب و مرتب کار کند. نمی توانی تصور کنی همین کار نکردن درست روده بزرگ چه قدر بیماری شما را بدتر می کند. پس همیشه مواظب این موضوع باش.
نه ازون لحاظ هم اصلا مشکلی ندارم.
- نگران خواب آور بودن داروها هم نباش. مخصوصا این داروها را خواب آور کرده اند که بیماران آرامش پیدا کنند و مغزشان مدتی خاموش شود و استراحت کند. معمولا مغز آنها بیش از حد کار می کند و به استراحت بیشتری احتیاج دارد. پس دارو هم باید خواب آور باشد. اما اگر طوری بی حال شدی که از انجام کارهای شخصی خودت بازماندی و بیش از حد خواب آلود بودی به پزشکت اطلاع بده. در این مواقع به احتمال زیاد پزشک دوز دارو را تغییر می دهد.
عزیزم دوز داروهام زیاد نیس اصلا به اون صورت خواب الودگی ایجاد نمیکنه فقط صبحا که بیدار میشم اولش گیجم بعدش خوب میشم حتی رانندگی میکنم. حتی گاهی فک میکنم دکتر باید دوز داروهامو بیشتر میکرد.
- همچنین استرس بی خودی برای خودت درست نکن. مثلا لازم نیست اخبار را مرتبا گوش کنی یا فیلم های ناراحت کننده نگاه کنی. در عوض کارتون های شاد دخترانه مثلا باربی ( خودم خیلی دوست دارم ) یا هر کارتون آرام دیگر نگاه کن. به موسیقی های بی کلام گوش بده چون آهنگ های الان متاسفانه همه اش از شکست عشقی و خیانت یا تحریک جنسی سخن می گوید و بسیار تحریک کننده است.
حتما به این موضوع توجه میکنم.
- و نکته آخر که این که دارو درمان کامل نیست. بلکه فرصتی فراهم می کند تا شما در آرامش به درمان خودتان بپردازید. بنابراین بدون اقدامات لازم دارو درمانی نتیجه زیادی ندارد و باید در کنار آن نکات لازم را رعایت کنید.

حق با شماست خودمم الان به شدت دنبالشم چون الان میفهمم این اطلاعات تو زندگی چقدر به دردم میخوره و از هر چیز دیگه ای با ارزش تر

- - - Updated - - -

اما در مورد خودشناسی منابع زیادی در دسترس هست. اما با توجه به وضعیت شما و اینکه خودتان گفتید به خدا ایمان دارید و نیز با توجه به مشغله زیاد باید منبعی را برای شروع انتخاب کنید که هم بسیار غنی باشد و هم بسیار مطمئن یعنی هیچ شکی در مضامین آن نباشد و استرس هم درست نکند. همچنین باید قابلیت اجرایی برای شما داشته باشد. این منبع باید آموزش پایه ای داشته باشد تا مبنایی شود برای مطالعات بعدی . من خودم پیشنهادم این است : قرآن به تنهایی یا اگر توانستید به همراه یک تفسیر ساده عمومی مثل تفسیر نمونه یا نور که قابل دانلود هم هست.
البته من خودم آدم مومن یا حتی مذهبی نیستم. اما هر چه در زندگی ام داشته ام و پایه همه موفقیت هایم قرآن است. من آیاتی در قرآن دیدم که بعدها به من ثابت شد که به تنهایی نصف زندگی هستند. مثلا این آیه که نمی دانم در کدام سوره بود اما ترجمه اش این بود : و در کارهایی که نمی دانید وارد نشوید. چه قدر از شکست های آدم ها به این دلیل است که نداسته و بدون مطالعه راهی را در پیش می گیرند و بعد فقط پشیمانی می ماند. خود من از این آیه خیلی استفاده کردم و بسیار باعث آرامش من شد. یا آیه ای که می گفت : کسانی که وسیله ازدواج نمی یابند پاکدامنی پیشه کنند باشد که خداوند آنها را از فضل خود بی نیاز کند. نمی دانی چه قدر موثر بود. چون در ایران اگر متاهل نباشی مشکلات زیادی داری و اعتبارت کمتر است. گفتن ندارد همه می دانند چه می گویم. اما با این آیه فهمیدم پیش خدا این حرف ها ارزش ندارد و ملاک خدا متفاوت از آدم ها است واقعا احساس کردم خداوند دوستم دارد و به حرف آدم ها کاری ندارد. همچنین از آیات قرآن فهمیدم که زندگی بدون سختی نیست و نیز همراه سختی آسانی است. پس اگر بیش از حد راحتی کنم زندگی ام از نرم خارج می شود. بعدها فهمیدم طبق تحقیقات روانشناسی این نکته ثابت شده است که میزان معقولی از استرس و فشار زندگی برای سلامتی بدن لازم است و اگر خیلی بدون استرس باشیم بیمار می شویم.

به هر حال این روش از هر نظر مطمئن است و از خطاهای انسانی و بدبینی های فلسفی در قرآن خبری نیست. همچنین یک شناخت همه جانبه به دست می آوری و مثل مکاتب انسانی یک بعدی نیست.
به هر حال من تجربه خودم را گفتم.
پیشنهاد خوبیه من با قرآن خوندن آرامش میگیرم چه عربی چه فارسی ... اتفاقا منم به هیچ وجه مذهبی نیستم ولی انجام کارهای دینی کلا آرومم میکنه سبکم میکنه از نظر روانی
اگر کتب روانشناسی دیگه ای هم میشناسین بهم معرفی کنین از کتاب خوندن لذت میبرم و فکر میکنم
فعلا تنها چیزیه که فکرمو از چیزای دیگه منحرف میکنه در عین حال اطلاعاتمو زیاد میکنه....

0
واقعا ازتون ممنونم


- - - Updated - - -

نوپو جان عزیزم میخواستم راجع به یه موضوع دیگه هم باهاتون مشورت کنم ... من قبلا تو تاپیکای قبلیم راجع به یه پسری صحبت کرده بودم
الانم حدود 3 هفتست که ارتباطمو به طور کامل باهاش قطع کردم . چندین بار سراغمو گرفت دید محلش نمیذارم اونم دیگه چیزی نگفت.
من مشتری مغازشون بودم انصافا هم چیزای قشنگی داره و تکه تو شهر ..البته پوشاک نیست .
چند وقت دیگه عروسی دعوتم میخواستم برم ازش خرید کنم .
البته اینو بگم من تصمیممو کاملا گرفتم و آدم بی اراده ای هم نیستم اگر بخوام کاریو انجام بدم یا ندم حتما ادامش میدم حتی اگه سخت باشه
در رابطه با ایشونم همینه چون رابطمو با خواستو اراده ی خودم تموم کردم دیگه هیچ حس بدی هم ندارم و حتی خوشحالم ازین بابت
باور کن اینارو بی اغراق میگم.
اما چون سر کوچه ی ما مغازشه اگر بخوام زیاد از حد بسوزونمش ممکنه درصدد انتقام گیری بره به کسی چیزی بگه هر چند که میدونم چنین آدمی نیست ولی خوب آدمیزاده و مردا هم دوس ندارن غرورشون له شه جلوی یک دختر واسه همین نمیخوام طوری وانمود کنم که من باهات بدم میخوام عادی باشه همه چیز البته اینطوری بیشتر هم حرص میخوره.
در هر صورت من نه به فکر اذیت کردنشم نه حرص دادن اون ، فقط الان به فکر خودم سلامتیم و روحیمم . به هیچ کسم دیگه این اجازرو نخواهم داد که بازیش بگیره . این اقا هم دیگه واسم یه ادم عادی شده مثه بقیه ادما .. و من خواستگارای بهتر از این میان سراغم شکی ندارم.
من فکرامو کردم تصمیمم گرفتم فقط به خاطر شرایط میخوام یه رفتار عادی داشته باشم.
حتی میتونم با خواهرم برم مغازش چون اجناسشو دوس دارم ، اونم آدمی نیست که به روی خودش بیاره عادی رفتار میکنه اینو میدونم .
میدونم این موضوع ربطی به تاپیک الانم نداشت عذر خواهی میکنم ولی اگه میشه نظرتونو راجع به این موضوع بگین . چون نظراتتون به نظرم منطقی میاد . مرسی