[quote=نوپو;286894]به نظر من هنوز زود است که دوباره با او روبه رو شوید. باید زمان بیشتری بگذرد. چون او افکار شما را نمی داند و تنها از روی رفتارتان قضاوت می کند. ممکن است رفتن شما به مغازه خودش را نوعی اظهار تمایل یا نوعی روکم کنی تلقی کند. کسی در مدت سه هفته یک رابطه را فراموش نمی کند بنابراین به خاطر احساساتی که بعد از قطع رابطه وجود دارد این برداشت ها یا هر برداشت غیر واقعی دیگر از او انتظار می رود. پس بهتر است زمان بیشتری بگذرد. هنگامی می توانی روابط عادی داشته باشی که برایت واقعا از ته دل فرقی نکند او چه کار می کند و چه حسی دارد و نیز دودل نباشی. واقعا مطمئن باشی . همین الان که این حس را داری یعنی هنوز آمادگی نداری و احتمالا او هم همین طور است. باید زمان بگذرد و زمان مناسبش را خود شما احساس خواهی کرد. [/quote

بله درسته زوده، در هر صورت من کاری به افکارش ندارم ، دیگه خودمم نمیخوام رابطه ی نزدیکی باهاش داشته باشم حتی اگه اون دوباره بخواد، مگه اینکه از راه درستش وارد بشه و اونوقت حرفمو میزنم و میخوام که خونواده در جریان باشن اگرم نخواست که بازم به نظر من همه چیز تموم شدست با اینکه بهش علاقه داشتم و هیچ وقت بدی واسش ارزو نمیکنم.

در مورد قرص های ویتامین و ویتامین b6مشکلی ایجاد نمیکنه اگه همزمان با داروهای ضد اضطرابم مصرف شه ؟ تو اینترنت اشاره ای به این موضوع نشده . در ضمن از توصیه های خیلی خوبتم ممنونم. چون روانپزشک 10 مین بیشتر وقت نمیذاره و اینو میدونم که باید ریشه ی مشکلاتمو حل کنم.

در مورد خودشناسی حرفاتونو قبول دارم و میدونم باید خیلی رو خودم و اعتماد به نفسم کار کنم . و حتما دنبال اطلاعات بیشتری میرم چون تو این زمونه اگه نتونی از خودت آدم قوی بسازی از پا در میای نمونش خودم و چیزایی که تو محل کارم میبینم. اما آیا واقعا این میتونه جلوی تنهایی رو بگیره ؟ شما قبول دارین که هر انسانی احتیاج به یه همدم داره و مطمئنا اگه ادم معقولی باشه تو آرامش آدم خیلی تاثیر گذاره .و البته بر عکسشم صادقه !