مهنا جان شرایط سختی داری
بهت حق میدم.یکی 3 سال بهت گفته دوستت داره و از ترسش جلو نمیامده و اخر سر هم رفته و اردواج کرده و شما رو گذاشته با یه دنیا خاطره و حسرت و یک دل شکسته.
خب چاره چیه الان؟
تو میتونی:
خشم و کینه گلوت رو بگیره ..به زمین و زمان فحش بدی...با همه بجنگی...خودت رو از زندگی بندازی و مطمئن باش نهایت این نوع حسها کمکی به حل مشکلت نمیکنه.
نتیجه میشه روز به روز له شدنت....پیر شدنت....چروک شدن پوستت....کینه ای شدن دلت ....بعد طرف از اونور داره چیکار میکنه؟
ازدواج کرده و قطعا مدتی بعد بچه دار میشه و....
تو الان فقط نیاز به ارامش و بازسازی روحیه ات داری و الان در شرایطی نیستی که بخوای به ازدواج فکر کنی.با این شرایط ازدواج اصلا منطقی و صحیح نیست.
اما یه سوال ازت دارم
چطور اون ادم انقدر تورو راحت گذاشت کنار....تو چرا مثل خودش باهاش رفتار نمیکنی و نمیندازیش دور؟
تو که دختر با ایمانی هستی قطعا به دست الهی و ازمونهاش اعتقاد داری.
برای اینکه به ارامش برسی کاملا اون ادم رو حذفش کن.نمیدونم کیه اما از هیچ طریقی دیگه اطلاعاتی ازش بدست نیار./
اون رابطه دیگه تمام شده و به فکر بازسازی خودت باید باشی.
تو فکر میکنی کسی که به عشق سه ساله اش پشت کرده و رفته میتونه کسی دیگه رو خوشبخت کنه!؟
مسلما نمیتونه...اما اینها به تو دیگه مربوط نیست.زخمی که به روح تو خورده التیامش زمان بر خواهد بود.و با 4 تا پستی که ما برات میزنیم تو اروم نمیشی...باید صبوری کنی تا این دوران بگذره .
به قول معروف هیچ دارویی بهتر از گذشت زمان نیست.پس سعی کن سرت گرم باشه تا بتونی بگذرونی.
مطمئن باش این ادم اگر هم باهاش ازدواج میکردی برات موندگار نبود و شک نکن اون موقع جدایی برات خیلی خیلی سخت تر از الان بود...
پس بازم جای شکرش باقیه
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)