دلم میخواد برم تو برنامه ماه عسل، بشینم رو صندلی، زُل بزنم تو دوربین.تو چشم پدرم مادرم خواهرم برادرم دوستام آشناها ، تو چشم تک تک مردم ایران، بگم برای یک ساعت هم که شده شما سنگ صبور من باشید...
بعدش هم بگم مردم! از همتون دل کندم. دنیاتون برای خودتون...
چقدر مسخره هست!روزی که خواستگار زنگ میزنه و خانوادت باید در مورد اون با تو صحبت کنن، درگیر بحث های تموم نشدنی خودشون هستن مثل همبشه! و تو عصبانی و ناراحت بشی بابا من نخوام ازدواج کنم کی رو باید ببینم؟ بعدشم خیلی راحت جواب منفی بدی. و اجازه بدی پدر مادر به بحثاشون ادامه بدن!
اصلا کی بوده از دخترش نپرسه تو چرا به همه(بدون دیدن) جواب رد میدی؟تو مشکلت چیه؟ دردت چیه؟؟
به جای این همه غر زدن که سخت گیری و الی وبلی ، بیان نیم ساعت باهات حرف بزنن بگن واقعا چته؟ تو اصلا خوبی؟!
دیگه خسته شدم از بس برای دیگران غصه خوردم. برای کسایی اشک ریختم که هیچوقت ندیدمشون. غصه کسانی رو خوردم که قرار نبود هیچوقت ببینمشون... ولی خودت نتونی نتونی حرفت رو بزنی تا یه نفر هم غصه تو رو بخوره... فقط مادری که از غصه خوردنش غصه عالم میاد تو دلت....
میخوام واقعیت رو بسازم نه قبول کنم! ولی نمیذارن.................................... .......
نمیدونم پسره خوب بود بد بود! خدا کنه خوشبخت بشه!








علاقه مندی ها (Bookmarks)