ممنونم فرشته مهربان عزیزم ازت
احساسات منفی رو نمیگم چون نمیخوام ذهنشون رو بیشتر ازاین درگیر کنم!
الان تنها کسی که تو خونه ظاهرا همه چیش اُکی هست منم! دوباره منم بیام با حرفام مادرم رو بیشتر ناراحت کنم؟ مگه او میتونه غصه چند نفرو بخوره؟
مهم نیست. خداروشکر مشکل منم خیلی بزرگ نیست. خودم حلش میکنم
راست میگی فرشته جان، این روش میتونه کمی جواب بده! چون یادمه قبلا یه بار اینطور که من گفتم اون دیگه ادامه نداد! البته فرداش باز حرفاشو تکرار کردااااا!!!!
البته امشب اینکارو نکردم!
فقط به یه جمله اکتفا کردم! باید مشکلتون رو خودتون حل کنید!
فرشته جان باور کن دلم میخواد اگه بتونم بشینم گوش کنم حرفاشو، تا خالی بشه، همین کاری که همیشه برای مادرم و خواهرم کردم.
ولی مادرم ماشاله تمومش نمیکنه!! هر چی بیشتر گوش بدی، بیشتر میگه!
عزیزم، برعکس منه!!!
-------------------------------------------------------------------------------
اگه اینجا خیلی حرف نمیزنم، یا سربسته حرف میزنم، شاید یه دلیلش اینه که شهامتش رو ندارم!
یه دلیل دیگه ش هم اینه که احساس عذاب وجدان میگیرم، که اینجوری من میشم آدم خوبه و مظلومه! که همه دوربریاش دارن در حقش بدی می کنن و ...
اگه یه جا باشه که اونا هم باشن تا حرفاشون رو بزنن من راحت تر میتونم ازشون حرف بزنم. یا درد دلامو پیش کسی ببرم که ما رو میشناسه. اینجوری خیالم راحته که حقی ازشون ضایع نکردم.
برا همینه نمیتونم راحت حرف بزنم.تو خونه به یه دلیل، اینجا به یه دلیل دیگه!











علاقه مندی ها (Bookmarks)