سلام نازیلا بله میدانمسخته که یه خونه مستقل نداشتی سخته که دوست داشتی شاغل باشی نشده سخته که همه در تلاشن که برا انجام کاری که دوست دارن شوهرشونو راضی کنن تو اول خودت صلاح مادر و خواهر شوهرت را در نظر میگیری. بعد مطرح میکنی تازه شای د اونوقتم شوهرت بگه که تو به فکر خودتی و اصلا به اونا فک نکردی تازه اگه دعوا نکنه که اونا بفهمن اونقدر خد برخورد می کنه که خودت عذاب وجدان داشته باشی خیلی آدم صبوری بودی که نخواستی جدا با اونا زندگی ای کنی که شاید حقت بوده در این صورا اگه شوهرت سلطه جو. و خود رای بود. حواست فقط به ناراحت نکردن. خودش تنها باید بود نه اول مادر بعد خواهرش.چرا مستقل نشدی؟

- - - Updated - - -

چند سالتونه در شهرید یا روستا