سلام bano ی عزیز

نه متاسفانه ما هر دو از خانوادهامون دوریم و شوهرم اصلا از اینکه این مسایل رو با کسی در میان بذاریم خوشش نمیاد و میگه باید همه چی تو خونه حل بشه ، البته تعداد خانواده ی اونا زیادن (9 تا بچه هستند ) ولی ارتباط مون انقدر صمیمی نیست که باهاشون این جور حرفا رو بزنم ، تازه معلومه طرف داداششون رو میگیرن و میگن داسه خانوادش داره کار میکنه چون بعضی وقتا به شوخی یه همچین چیزایی رو میپرونن ، بالاخره تو هر شوخی ای یک جدی ای هست .

من از اینکه شوهرم با کس دیگه ای نیست مطمینم چون اینجا همه پرسنلل و بقیه هم فارس نیستند ، تازه چند ماه پیش به خاطر همین ( چون رابطه ی ج نسی مون کم شده بود ) با ماشین های چند تا از دوستام رفتم اون ور خیابون جلوی مغازه ها واستادم دیدم نه ، اصلا کار خاصی نمیکنه ، یه بارم که از همرتهش زنگ زد ، داشت به خودم زنگ میزد مطمینم پای زنی در میون نیست .
ولی ممکنه چون من 12 کیلو وزن پیدا کردم شوهرم از من دیگه خوشش نیاد ؟؟؟ واسه همین موضوع با اینکه به پسرم شیر میدم ، رژیم هم گرفته ام از 30 روزگی بچه ام و الان 12 کیلو بازم اضاف دارم
اصلا فکرم به جایی قد نمیده ،،، اصلا انقدر که من بهش فکر میکنم ، اونم به من فکر میکنه ؟؟؟ یا فقط فکر پوله ؟ نمیدونم ، دیگه