سلام .من توی تاپیک خودم از مشکلت خبر دار شدم عزیزم. از خدا میخوام خودش تصمیم درست رو به دلت بندازه.خیلی موقعیت سختیه.اما یه چیزی رو مطمئمنم.بچه توی این شرایط فقط مشکلاتت رو بیشتر میکنه.
رابطه مامانت و خواهرت قبل و بعد از این قضیه با شوهرت چطور بوده؟اونا در مورد موندن یا رفتن چه نظری دارن؟
به نظر خودت همچین کاری از شوهرت بر میاد؟قبلا موردی ازش ندیدی؟حتی در حد توجه زیاد به بقیه خانمها؟
با این حساب پس قضیه قابل اعتماد بودن هم منتفی میشه.میمونه مهربونی.مهربونی برای زندگی لازمه اما کافی نیست.نمیشه توی زندگی روی همه چی چشماتو ببندی و بگی:اشکال نداره به جاش مهربونه!!!!!
سعی کن منطقی برخورد کنی عزیزم.چون احساسات بعد از مدتی کمرنگ میشه.
برات دعا میکنم عزیزم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)