نقل قول نوشته اصلی توسط حساس نمایش پست ها
سلام تا الان نتونستم بیام اینترنت الان مطلبتون رو خوندم ... اینکه رفتین تا آخرش تو اتاق کار درستی نبود به نظر من بهتر بود خیلی کوتاه بینشون بشینید بعد عذر خواهی کنیدو بهانه بیارید که خیلی کار دارید و باید به کار یا درستون برسید و بعد برید تو اتاق آخرشم بیاید و خداحافظی کنید اینطوری طبیعی بود . طبیعی که رفتار کنید به مرور نتیجه اش رو میبینید . هر عشقی فراموش شدنی است بجز عشق معنوی...

شاید حق با شما باشه ، ولی باور کنید که دیدن دوبارش حالم رو بد میکنه و اگه بخوام هم نمیتونم ظاهر سازی کنم چون اینجوری بدتر میشه... فراموش کردنش بعد این همه ماجرا سخته ، ولی دارم تمرین میکنم که با همه چی کنار بیام ، نمیدونم شاید تقدیر من جور دیگه ای نوشته شده... حتما خدا حکمتی دیده که بعد این همه سال هیچ علاقه ای نسبت به من براش ایجاد نشده ، بهر حال تمام تلاش من فراموش کردن این ماجراست هر چند که به دلیل ارتباط زیاد دو خانواده خیلی سخته... ولی من تمام تلاشمو میکنم. میدونم خدا همه بنده هاشو دوست داره و حتما حکمتی داره ، امیدوارم شرایط من هم طوری بشه که بتونم راحت با این قضیه کنار بیام.