گاهی زندگی خسته کنندست...گاهی تلخه.گاهی ادم فکر میکنه فرسنگ ها از همه دوره...گاهی واقعا حس میکنی نمیشه ادامه داد...همه اینهارو میدونم...اما هربار سعی کن یه راه برای خودت پیدا کنی.حرکت کنی و جلو بری.مثل جریان ابی که وقتی ساکن میشه بالاخره یه راهی برای حرکت پیدا میکنه.خودکشی راه حل نیست.سعی کن هربار ازش عبور کنی...تو تازه اول نوجوانی هستی و حالا حالا ها باید زنگی کنیو از زندگیت لذت ببری.امیدوار باش...بخند.حتی به بیماریت...حتی به دعواهات با مادرت.نگذار احساسات منفیت تو دل و ذهنت بمونه و متراکم بشه...
حرفات رو بنویس.تویه یه دفتر یا وبلاگ...خودت رو خالی کن...راه خوبیه...








علاقه مندی ها (Bookmarks)