سپاس از جوابتون
اما این فکر حالمو خراب میکنه که دو سال دیگه من مرز 30 سالگی رو رد میکنم و هیچ چیزی تو زندگیم ندارم الان یکی دو ساله دارم به این قضیه فکر میکن
الان به خودم میگم اگه 2 سال پیش که این فکر شروع کرده بود به داغون کردنم یه کاری انجام میدادم شاید به یه چیزی میرسیدم اما الان دیگه دیره
و همینطور هر سال زندگیم رو دارم تموم میکنم بدون بدست اوردن چیزی
واقعا 28 سالگی دیر نیست یه آدم 28 ساله که هیچ چیزی نداره که نه بهش بباله نه دلش بهش خوش باشه نه بهش افتخار کنه
من قبل عروسیم یه سال رفتم کلاسای تخصصی شبکه و در حقیقت دوباره پولای بابامو ریختم دور
تموم مدتشو عین چهار سال دانشگام فقط رفتم کلاسو جزوه نوشتم و کپی زدم و شب امتحان خوندم
بدون اینکه چیزی یاد بگیرم فقز میرم تو کلاسا و مینویسم اما به خونه میرسم حوصله مرور ندارم و تل انبار میشه واسه شب امتحان
با رفتن کلاس تخصصی شبکه هم چیزی بارم نشد من هیچی بلد نیستم
با این اوضاع چطور برای ارشد بخونم گیریم قبول شدم چطور تو دانشگاه بخونم و مهمتر از همه و عذاب آورتر از همه چطور پایان نامه بنویسم
اونم رشته سخت کامپیوتر
من الان حافظم خیلی ضعیف شده قبلا جمع و تفریق های چند رقمی رو راحت تو ذهنم حساب میکردم اما الان واسه 2+2 هم باید ماشین حساب پوشیمو روشن کنم!
واقعا نمیدونم چکار کنم
از ظرفی وقتی کمی حالم خوبه به خودم میگم ببین ندا اگه الان شروع کنی 2 سال وقت داری تا 30 سالگی حتما تو این 2 سال چیزی واسه بدست اوردن هست و پیداش میکنی و بدستش میاری
اگه الان نجنبی این دو سالم بگذره مثل دو سال قبلی که گذشت الان درباش فکر میکنی باز به چیزی نمیرسیا
اما فقط درحد حرفه به عمل که م
- - - Updated - - -
اما فقط درحد حرفه به عمل که میسه میگم روزای من در حد ثانیه میگذره پس دو سال یعنی دوماه و من دوماه چی یاد بگیرم
وقتی هیچی از رشتم بلد نیستم از کجا شروع کنم حالا ارشر هیچی من چیزی بلد نیستم که باهاش بتونم برم جایی سر کار
همه جا تخصص میخواد اما من حتی یه برنامه خیلی یاده حتی به زبان ++c هم بلد نیستم بنویسم هیچ نرم افزار حسابداری یا گرافیکی رو بلد نیست
من هیچی نیستم من هیچی نیستم من خسته ام خیلی خسته اشکم دراومد








علاقه مندی ها (Bookmarks)