به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 38

Threaded View

  1. #34
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آبان 96 [ 13:33]
    تاریخ عضویت
    1392-5-22
    نوشته ها
    132
    امتیاز
    4,107
    سطح
    40
    Points: 4,107, Level: 40
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    157

    تشکرشده 216 در 94 پست

    Rep Power
    29
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط سمان نمایش پست ها
    مطمئن باشيد وقتي همسرتون رفتار جرات مندانه شما رو در مقابل مادر و خواهرتون ببينه، اون هم رفتارشو تغيير ميده و اتفاقات گذشته رو فراموش ميكنه. وقتي حمايت شما رو ببينه ديگه خيالش راحت ميشه و خودش وارد عمل نميشه. وقتي شما پاسخ كارهاي مادرتون رو به شيوه درست بدين ديگه دليلي نداره خانمتون بخواد جواب بده. اون وقت شما و همسرتون توي يك تيم و در كنار هم هستيد پس ديگه دليلي براي نق زدن به شما نخواهد داشت. (البته باتوجه به دلخوريهايي كه تا الان بوجود اومده زمان ميبره اما اين هم بستگي به ديد وسيع و درك همسرتون و توان شما در انجام رفتار جرات مندانه داره. به محض اينكه به شما اعتماد كنه ديگه بهتون نق نميزنه. البته نه به اين معني كه حق درد دل كردنو ازش بگيريدها، خانم ها اصولاً اگه حرف بزنن بهتره تا اينكه توي دلشون جمع كنن پس بزار درد دل كنه و لي نق زدن خير)
    اما اتفاقي كه ميوفته ميدونيد چيه؟ وقتي رفتار خانوادتون به بن بست بخوره و متوجه بشن كه دارن خودشونو خراب ميكنن ديگه ادامه نميدن و چه بسا با خانمتون دوستي هم برقرار كنن و همسرتون هم وقتي حمايت شما رو ببينه، اعتماد و اطمينان خاطر پيدا ميكنه و از نزديك شدن به خانوادتون نميترسه و رابطه دوستانه ميتونه شكل بگيره.
    ببینید من نمیدونم شما از پستهای من برداشتتون چی بوده .اما اینجوری نبوده که من بخوام از خانوادم طرفداری کنم به هیچ وجه . من حتی چند بار با خانوادم سر رفتارشون با همسرم بحث کردم. من واقعا همه جوره همسرم رو حمایت کردم با اینکه میدونستم مقداری هم اون مقصر بوده اما هیچ وقت جوری نبوده که بخوام طرف مادرم یا خواهرم رو بگیرم . من تنها چیزی که از مادرم میخوام احترام به استقلال زندگیم و تصمیماتی هست که یا من یا همسرم ( فرقی نمی کنه ) می گیریم و تنها انتظاری هم که از همسرم داشتم کمی صبر و ظرفیت بیشتر بوده .

    الان همسرم یک مقدار نسبت به من بدبین شده مثلا تا بحثی بین خودمون پیش میاد ربطش میده به مادر یا خواهرم میگه اونها روی تو اثر گذاشتند در صورتیکه اصلا اینجور نیست

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط sci نمایش پست ها
    از saye_m سپاسگزارم. واقعا کار رو تموم کردند

    دوست عزیزم قاطعیت و صراحت با سخت گیری و چیزی که شما فکر می کنی خیلی فرق می کنه
    خواهش می کنم بی خود به همسرت سخت نگیر! نوشتی خواهرم هم همین مشکل رو داره، پسر خوب پست قبلی من رو بخون! هیچ کدوم اینها مشکل خاصی ندارند! شما منفعل هستید
    من تا بحال فکر نمی کردم که این مشکل رو داشته باشم اصلا فکر نمیکردم منفعل باشم اما این راهنمایی شما دریچه ای رو برای من باز کرد حتما مطالعه میکنم و نتیجش رو تو زندگیم برای بقیه اینحا می آورم از راهنمایی شما متشکرم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط BISQUIT1748 نمایش پست ها
    آقای Aras ممنون از تاپیکی که باز کردید

    یک سوال ؟ همسر من ادم باهوش زیرک با وجدان با اعتماد به نفس بالا حاضر جواب..... هست امکان نداره از کنار کوچکترین بی احترامی یا کم و زیادی به ارحتی بگذره اما همین ادم در برابر اعضائ خانواده در جه یک میشه مثل موش ابکشیده هر کی از راه برسه میزنه تو سرش پدر مادر خواهر برادر... چه اونی که ازش کوچکتره چه بزرگتر از طرفی دلم براش می سوزه از طرف دیگه لجم میگیره از ضعیف بودنش از اینکه هر کی(البته فقط اعضائ خانواده درجه یک) هر چی بخواد بگه و اون فقط سرش و پایین بگیره بگه شما درست می گید حق با شماست
    یعنی چی می شه که اینجوری می شه؟ من باد چی کار کنم با اینکه خونواده شوهرم ادمای بدی نیستند ولی دلم نمیخواد تو جمعشون با شم
    البته اگر تنها برم مشکلی ندارم ولی با اون حاضر نیستم
    یعنی مشکل اون هم منفعل بودنشه؟؟؟؟
    هرچی که هست به شدت در جمع خونوادش ازش متنفر می شم بی اینکه بدی به من بکنه تازه وقتی میایم خونه هم تا مدتها باهاش سر سنگینم خوب چی کار کنم همش تو ذهنمه و از بی عرضگیش حرصم می گیره
    من جسارت می کنم جواب میدم حتما دوستان جوابهای بهتری دارند.
    وقتی من منفعل هستم حتما او هم چنین مشکلی دارد. چون من خودم خدائیش اینطوری نیستم و شدت انفعالم خیلی کمتره
    اما من از دید همسرتون میگم که اگر میخواهید زندگیتون آرامش داشته باشه و بحث و دعواهایی که نتیجش فقط سردی روابطتون هست پیش نیاد. اگر می بینید به شما ظلمی نمیشه پس با او همراه باشید و با خانوادش رفت و آمد کنید و به او سرکوفت نزنید . اگر میخواید این مشکلش حل بشه اول از همه خودش باید قبول کنه بعد تلاش کنه تا ضمن رعایت احترام خانواده از این انفعال هم در بیاد . او نباید بفهمه که شما نسبت به این رفتارش با خانوادش حساس هستید وگرنه در برابر شما موضع میگیره . این نظر من بود

  2. 2 کاربر از پست مفید Aras تشکرکرده اند .

    sci (دوشنبه 11 شهریور 92), she (چهارشنبه 13 شهریور 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. میل به ازدواج در کنار ترس از آن ، راه حل چیست ؟
    توسط یه آدم در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: چهارشنبه 10 تیر 94, 15:02
  2. همسرم پشت من نیست
    توسط hamdard20 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 27 مرداد 93, 09:00
  3. چک لیست بهداشت روانی = چک لیست مسلمانی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن دین و روانشناسی
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 خرداد 93, 03:00
  4. در مسابقه ی زندگی گل زدن هنر نیست بلکه گل شدن هنره !
    توسط مو طلایی در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 09 مرداد 90, 10:40

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:41 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.