دقیقا همسر من هم همینطوره همیشه وقتی من کوتاه بیام جبهه می گیره البته من منکر اشتباهات خودم در زندگی نیستم اما با تمام وجود تصمیم گرفتم جبران کنم دوباره سعی کنم .اما برای اون هیچی مهم نیست انگار فقط دنبال تلافی کردنه .فقط می خواد خراب کنه .بزرگترین اشتباهاتم برآوردن بی قید و شرط خواسته های مالیش بود . به جای اینکه زن باشم و زنانگی کنم مثل یه مرد خشن و پر از استرس های کاری فقط دنبال پول درآوردن قسط پرداخت کردن و برآوردن نیازهای مالی بودم . من زن بودن خودم را فراموش کرده بودم اما در این یک ماهی که تنها و بدون او بودم مرد خشن وجودم را کشتم و الان یک زنم یه زن با تمام احساسات پاکش به خاطر همینه که جدایی برام سخت شده ،دلتنگ می شم و .. ولی اون اینا رو نمی فهمه می گه تو غرور منو خورد کردی راست هم میگه وقتی به جای این که یه زن باشم به همسرم به زندگیم آرامش ببخشم محیط خونه رو گرم و پر محبت کنم مثل مردا از صبح تا شب بیرون دنبال پول درآوردن وبه فکر قسط های آخر ماه بودم چه طوری می تونستم یک زن آرامش بخش و مهربان برای همسرم باشم ؟؟؟؟ البته برای او این چیزها هم مهم نبود فقط به فکر این بود که خواسته های مالیش برآورده بشه . ماشینش عوض بشه . گوشی آخرین مدل دستش باشه و ... .چقدر خسته ام بغض مجالم رو بریده می خوام گریه کنم اما نمی دونم چرا از خودمم خجالت می کشم








علاقه مندی ها (Bookmarks)